تبلیغات
همه چیز،هیچ چیز - مطالب اجتماعی
 
همه چیز،هیچ چیز
وبلاگ شخصی ,علمی ,سرگرمی ,تکنولوژی ,اجتماعی و ...
                                                        
درباره وبلاگ

با سلام
امیدوارم مطالب "همه چیز , هیچ چیز"جالب باشد
مطالب این وبلاگ از سایت ها و وبلاگ های گوناگونی بنابه شرایط زمانی و ...گردآوری شده اند البته شاید با کمی تغییر و ویراستاری واضافات.


خلاصه کلام خوشحال میشم اگه نظر هم بدید یعنی خوب نظر هم بدین دیگه باشه !؟!

......... باتشکر از شما "دوست گرامی" ..........
مدیر وبلاگ : Milad 1994
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


جمعه 1394/04/12 :: نویسنده : Milad 1994

آهای سلطان سلیمان !

ای پادشاه عثمانی . . .

سریالت دیگر به پایان رسیده است ...

چند وقتی هست دیگر بازارت داغ نیست حتی خرم سلطان زیبایت هم نتوانست نام تو را در دنیا مشهور كند . . .

حیف که كسی در این میان نیست كه سریال كوروش یكتا پرست را به تصویر بكشد ...

كسی در این میان نیست نجابت الهه مینو را به تصویر بكشد ... كسی نیست تا خلوتگاه كوروش نه حرمسرای پر زخاتون كوروش را به تصویر بكشد ...

مهم نیست كوروش ...

تكه سنگی به جا مانده از تو امروز اسمت ، خردت ، یكتا پرستی و نجابت ایرانی را در دنیا زنده نگه داشته ...

الهه ی نجیب ! پسران سرزمین من را ببخشش كه ندانسته محو زیبایی صورت خرم شدند و آنرا بر پس زمینه ی گوشی هایشان گذاشتند ونجابت تو الهه را از یاد بردند...

كوروش ، یك سریال برای سلیمان نتوانست نام او را زنده كند اما تو با تكه سنگی دنیا را مجذوب خود كردی ...

كوروش مردم سرزمینم را ببخش كه ندانسته رشادت های عثمانی را تحسین كردند آن زمان كه نیمی از دنیا حاكمش تو بودی ...

ببخش ما را . .





نوع مطلب : سیاسی، همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 1394/03/27 :: نویسنده : Milad 1994
روزگاریست که زلیخا ، فراوان شده است !
 هر ز چاه آمده ای یوسف کنعان شده است ! 
عشق هم در پس پستو ست به قول سهراب 
پشت دریا دگر آن شهر، بیابان شده است 
بیگناهی شده در گوچه ی ما جرم و گناه 
یوسف از پاکی خود حبس به زندان شده است
 فال حافظ زده ام از بخت خوشم حافظ گفت:
 نرگس مست غزل حیف ،، که ارزان شده است
 بلبل از شرم و حیا در پس گل خاموش است
 زاغ در انجمن شعر غزلخوان شده است
 (ای که از کوچه ی معشوقه ی ما ...) 
عاقل باش یار و معشوقه در این دلکده ارزان شده است.....




نوع مطلب : داستان کوتاه، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 1393/12/12 :: نویسنده : Milad 1994
Once upon a time a daughter complained to her father that her life was miserable and that she didn’t know how she was going to make it. She was tired of fighting and struggling all the time. It seemed just as one problem was solved, another one soon followed

 Her father, a chef, took her to the kitchen. He filled three pots with water and placed each on a high fire. Once the three pots began to boil, he placed potatoes in one pot, eggs in the second pot, and ground coffee beans in the third one

He then let them sit and boil, without saying a word to his daughter. The daughter, moaned and
 impatiently waited, wondering what he was doing. After twenty minutes he turned off the burners. He took the potatoes out of the pot and placed them in a bowl. He pulled the eggs out and placed them in a bowl. He then ladled the coffee out and placed it in a cup. Turning to her he asked. “Daughter, what do you see?” “Potatoes, eggs, and coffee,” she hastily replied.

 “Look closer,” he said, “and touch the potatoes.” She did and noted that they were soft. He then asked her to take an egg and break it. After pulling off the shell, she observed the hard-boiled egg. Finally, he 
asked her to sip the coffee. Its rich aroma brought a smile to her face. “Father, what does this mean?” she asked.
 He then explained that the potatoes, the eggs and coffee beans had each faced the same adversity–the boiling water. However, each one reacted differently. The potato went in strong, hard, and unrelenting, but in boiling water, it became soft and weak. The egg was fragile, with the thin outer shell protecting its liquid interior until it was put in the boiling water. Then the inside of the egg became hard. However, the ground coffee beans were unique. After they were exposed to the boiling water, they changed the water and created something new. “Which are you,” he asked his daughter. “When adversity knocks on your door, how do you respond? Are you a potato, an egg, or a coffee bean? “

 Moral: In life, things happen around us, things happen to us, but the only thing that truly matters
 
?what happens within us
?which one are you







نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، طنز، علمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




ای دهقان فداکار:

تو در روزگاری بزرگ شدی که مردی برهنه شد تا زنان و کودکان زنده بمانند....

اما من در روزگاری نفس میکشم ک زنی برهنه میشود تا کودکش از گرسنگی نمیرد...

درسرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست..وهیچ خیابانی...

بن بست ها اما فقط زن ها را میشناسند انگار...

اینجا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست..

تخت های بیمارستان ها اما پر از مریم های درد کشیده ای است

که هیچ کدام مسیح را آبستن نیستند...

من درمیان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر برایشان حکم برایت از گناه را دارد !!

نمیدانم...

چرا شعار از لیاقتم...صداقتم...نجابتم و...میدهی...

تویی که میدانم اگر بدانی بکارتم به تاراج رفته انگ هرزه بودن میزنی و میروی...

اما بگرد....

پیدا خواهی کرد....

این روزها صداقت لیاقت و نجابتی که تو می خواهی

زیاد میدوزند !!!!

من دیروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم...

تا آبرو کند برای نامزدی دخترش...

و درخود گریستم برای معصومیت دختری که بی خبر دلش رابه دست مردی سپرده بود

که دیشب تن سردم را هوسبازانه به تاراج برد و بی شرمانه می خندید از این پیروزی!!!!!

اینجا زمین است...

حوا بودن تاوان سنگینی دارد.........





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





سید محمد خاتمی با بیان اینکه دانشجویان باید به نقد مجهز شوند و خود، جامعه و قدرت را نقد کنند گفت: نقد جامعه لازم است؛ آیا اندیشیده ایم که اگر مردم سالاری می خواهیم، فرهنگ و زمینه این مردم سالاری در جان یکایک انسان های جامعه هست؟ چرا نیست و علت آن چیست؟

به گزارش وب سایت خاتمی، رئیس جمهور اسبق کشورمان در دیدار نمایندگان ۷۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور از دانشگاه های دولتی و آزاد، با اشاره به رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام بیان کرد: این روزها در میان همه مظلومان عالم و جهان، پیامبر اکرم (ص) مظلوم ترین است و آیین او مظلوم ترین است؛ اسلامی که او آورد به صورت دگرگونه ای عرضه می شود چرا که در تاریخ انحرافاتی بزرگ ایجاد شد.

وی افزود: در روزگار ما اسلام –که برای آزادی انسان، سربلندی او و کنده شدن انسان از زمین بدون ترک زمین آمده بود و اسلامی که برای عدالت به معنای عام کلمه آمده بود و اسلامی که هدف بعثت پیامبرش به گفته خود آن بزرگوار، تتمیم مکارم اخلاق بود- به گونه ای دیگر عرضه می شود؛ اسلام خشن، اسلام کشتار، اسلام سرکوب و اسلامی که برای انسان ارزش قایل نیست و توهمات تنگ و تاریک عده ای قدرت طلب یا واپس گرا به عنوان اسلام عرضه می شود و بهترین زمینه را برای اسلام هراسی در دنیا از سوی قدرت های بزرگی فراهم می کند که منافع خود را در سلطه بر ملت ها و کشورهای دیگر تعریف کرده اند.

نام امام حسن(ع) یادآور صلح در عین پافشاری بر ارزش ها و معیارهای انسانی و مکتب امام رضا (ع) را دانشگاهی بزرگ برای انسان و اسلام است

خاتمی همچنین با اشاره به ایام شهادت نوادگان پیامبر اسلام، نام امام حسن(ع) را یادآور صلح در عین پافشاری بر ارزش ها و معیارهای انسانی خواند و مکتب امام رضا (ع) را دانشگاهی بزرگ برای انسان و اسلام نامید و ابراز خوشحالی کرد که در این هنگامه در جمع دانشجویانی است که در پی کسب دانش هستند و اسلام را منشا عزت جامعه می خواهند و می کوشند از چهره رحمانی اسلام در برابر چهره انحرافی و خشنی -که در منطقه عرضه می شود- دفاع کنند.

وی در این جمع به تشکیل جمهوری اسلامی که از متن انقلاب برآمده است، اشاره کرد و گفت: جمهوری اسلامی مورد نظر انقلاب و امام به مردم، رأی مردم، حرمت و حقوق مردم احترام می گذارد و در عین حال که می خواهد مردم آزاد باشند و مملکت پیشرفته باشد، می خواهد از ارزش هایی که زندگی را لطیف و پیشرو می کند نیز برخوردار کند. ارزش هایی که فقدان آن در دنیای امروز مشکلات فراوانی را ایجاد کرده است.

خاتمی ادامه داد: برای داشتن این آرمان های بزرگ باید آنچه از محرومیت ها و فشارها و کمبودهاست را تحمل کنیم و این هزینه زیادی در برابر آن آرمان ها محسوب نمی شود.


لطفا ادامه مطلب را دنبال کنید ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 1393/09/18 :: نویسنده : Milad 1994
A Blind Boy Sat On The Steps Of A Building With A Hat By His Feet. He Held Up A Sign Which Said: "I Am Blind, Please Help." There Were Only A Few Coins In The Hat.

A Man Was Walking By. He Took A Few Coins From His Pocket And Dropped Them Into The Hat. He Then Took The Sign, Turned It Around, And Wrote Some Words. He Put The Sign Back So That Everyone Who Walked By Would See The New Words. 

Soon The Hat Began To Fill Up. A Lot More People Were Giving Money To The Blind Boy. That Afternoon The Man Who Had Changed The Sign Came To See How Things Were. The Boy Recognized His Footsteps And Asked, "Were U The One Who Changed My Sign This Morning? What Did U Write?" 

The Man Said, "I Only Wrote The Truth. I Said What U Said But In A Different Way."
What He Had Written Was: "Today Is A Beautiful Day & I Cannot See It."

Do U Think The First Sign & The Second Sign Were Saying The Same Thing? Of Course Both Signs Told People The Boy Was Blind. But The First Sign Simply Said The Boy Was Blind. The Second Sign Told People They Were So Lucky That They Were Not Blind. Should We Be Surprised That The Second Sign Was More Effective? 

Moral Of The Story:

Be Thankful For What You Have.

Be Creative. Be Innovative. Think Differently And Positively.



نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دردنامه ی مرتضی پاشایی و یادتونه كه چی نوشته بود....
**** مرتضی در پی انتشار شایعه خبر مرگش نوشته بود.

هموطنان عزیزم، درود بر شما که شریف ترین مردمانید

چندروزی است که خبر مرگم را در فضای مجازی می بینم و می شنوم

عزیزانم، من با صدای دستهای شما بزرگ شدم و تمام شهرتم را مدیون شما هستم.

بهترین های من، امروز شما را چه شده است که اینگونه مرا زودتر از خداوند از جهان خود بیرون میرانید؟؟؟ شما را چه شده است که به جای ایجاد انگیزه زندگی و مبارزه با درد، اندک روحیه ی این فرزند عاشقتان را به نابودی می کشانید؟؟؟ وای برتو ای مرتضی اگر جای کسی را تنگ کرده باشی!!!!!! مردم خوبم، دلم سخت گرفته است از این زنده به گور کردنها

اندکی صبر کنید، مرتضی هم خواهد رفت... 

آنکه عمری هوس سوختن ما می کرد
کاش می آمد و از دور تماشا می کرد

و در آخر ، ای کاش،،،،،

 ای کاش می شد مهربانتر می شدیم
هم زبان، هم دل، برادر می شدیم
کاش دل در کوچه ها می کاشتیم
سرزمینی از محبت داشتیم

آنکه به عشق شما و اذن خدا، هنوزنفس می کشد،،،
*مرتضی پاشایی...* 

اما مرتضی دیگه نیس كه برامون بخونه.. این بار دیگه شایعه نیس...

مرتضی پاشایی مدت‌ها با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد که با تشدید بیماری از روز جمعه 16 آبان ماه در بخش ICU بیمارستان بهمن بستری شده بود، ساعاتی قبل در گذشت.

مرتضی پاشایی (متولد 1363/5/20) خواننده، نوازنده، آهنگساز پاپ فارسی است. او دانشجوی رشته گرافیک بوده و از کودکی به موسیقی علاقه داشته است. موسیقی را از سن چهارده سالگی با نواختن گیتار آغاز کرد.

پاشایی در طی روزهای گذشته روند بهبود را طی می‌کرد و حتی به بخش منتقل شده بود اما به یکباره  حال وی وخیم شد و حدود ساعت 10:30 در بیمارستان بهمن درگذشت و هم‌اکنون نیز پیکر وی به سردخانه منتقل شده است و مسولان این بیمارستان از هواداران این خواننده جوان درخواست کرده‌اند تا در مقابل بیمارستان بهمن تجمع نکنند.

 مراسم تشییع پیکر «مرتضی پاشایی» صبح روز یکشنبه 25 آبان ماه  سال 1393 از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد.





نوع مطلب : داستان کوتاه، همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1393/08/22 :: نویسنده : Milad 1994

تلاش تندروها فعلا بی‌نتیجه ماند/ وایبر و اینستاگرام فیلتر نمی‌شوند

 با وجود تلاش تندروها برای فیلتر کردن شبکه های اجتماعی و پیام رسان های تلفن همراه، دولت تاکنون توانسته از هر تغییر جدید در این باره جلوگیری کند. آخرین تحرک ناکام افراطیون در این باره، طرح دوباره موضوع فیلترینگ وایبر و اینستاگرام در جلسه دیروز «کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه» بود که در نهایت پیشنهاد فیلتر کردن آنها رای نیاورد.

 اگرچه تعدادی از شبکه های اجتماعی موجود در فضای مجازی همچون فیس بوک و توئیتر از پنج سال قبل فیلتر هستند و استفاده از گوگل پلاس و فرندفید نیز در این مدت با اختلالاتی رو به رو بوده است، اما شیوع استفاده از شبکه هایی همچون اینستاگرام و نیز پیام رسان هایی چون وایبر، واتس اپ، تلگرام و تانگو باعث نگرانی افراطیون شده است.

دلواپسان فضای مجازی که از وجود آزادی و فعالیت بدون محدودیت کاربران در این محیط ها نگران اند، از سال گذشته به شدت تلاش کردند تا دسترسی به این شبکه ها و پیام رسان ها را محدود و آنها را فیلتر کنند. حتی کار به تهدید علنی دولت از سوی قوه قضاییه رسید و مجلس نیز بارها در این زمینه به دولتمردان هشدار داد. اما دولت روحانی و به ویژه دو وزارتخانه ارشاد و ارتباطات، تاکنون در برابر فشارها مقاومت کرده اند.

دیروز که موضوع فیلترینگ اینستاگرام در آستانه طرح در کمیته تعیین مصادیق بود، علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اولین پست خود را در اینستاگرام منتشر کرد؛ نشانه ای صریح از اینکه او با فیلتر کردن این شبکه اجتماعی مجازی مخالف است.

دو ماه قبل هم که اقتدارگرایان به بهانه موج مشکوک توهین به امام می خواستند برای فیلترینگ وایبر زمینه سازی کنند، وزیر ارتباطات آب پاکی را روی دست آنها ریخت و گفت: بیهوده جوسازی نکنید؛ وایبر فیلتر نمی شود.

بسیاری از مردم معتقدند که نگرانی اصلی دلواپسان، آگاه شدن مردم است و آنها از جریان آزاد اطلاعات می ترسند.

حالا محمدرضا صادق مشاور رسانه ای حسن روحانی گفته است که «موضوع فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی در کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه فضای مجازی پیشنهاد شد ولی رأی نیاورد و به تصویب نرسید.»

رمضانعلی سبحانی فر نماینده مجلس در کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه نیز تایید کرده که «موضوع فیلتر اینستاگرام در جلسه روز گذشته کار گروه مصادیق مجرمانه مطرح شد اما رای نیاورد و با مخالفت رو به رو شد.» وی در عین حال خبر داده که پیشنهادهای دولت باعث رای نیاوردن این فیلترینگ شده است: «مقرر شد ظرف مدت زمانی وزارت ارتباطات با هاست خارجی این شبکه اجتماعی مذاکره کند تا دسترسی آن در اختیار وزارت ارتباطات قرار گیرد. اگر این اتفاق نیافتد و این هاست در اختیار وزارت ارتباطات خودمان قرار نگیرد، دوباره بحث فیلتر اینستاگرام مطرح خواهد شد. وزارت ارتباطات ملزم شد تا رسیدن به این تفاهم فیلتر هوشمندی را فعال کند.»

محمدعلی اسفنانی دیگر نماینده مجلس در این کارگروه هم گفته است: «در جلسه روز گذشته کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه این طور تصمیم‌گیری شد که مهلت دوماهه‌ای به وزارت ارتباطات داده شود تا این وزارتخانه مکاتباتی با مسوولان مربوطه داشته باشد و در صورتی که دسترسی امنیتی به این وزارتخانه بدهند و این وزارتخانه بتواند بخشی از داده‌های موجود در اینستاگرام را کنترل کند فیلتر آن منتفی است. اگر ظرف دو ماه این مشکل حل شد که هیچ اما در غیر این صورت جلسه‌ای برای تصمیم‌گیری درباره فیلتر یا فیلتر نشدن اینستاگرام تشکیل می‌شود و در صورتی که رای به فیلتر شدن اینستاگرام داده شود، ظرف ۴ ماه اینستاگرام فیلتر خواهد شد.»

بدین ترتیب به نظر می رسد تندروها هنوز از فیلتر کردن این شبکه های اجتماعی ناامید نشده اند و قصد دارند با تعیین مهلت و شرط و شروط برای دولت، همچنان به فشارهای خود برای محدود کردن کاربران فضای مجازی ادامه دهند. آیا این فشارها بالاخره نتیجه خواهد داد؟


منبع: کلمه – گروه اجتماعی





نوع مطلب : سیاسی، همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 1393/08/6 :: نویسنده : Milad 1994



اكنون شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم. شهیدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستیم، آنها كه گستاخی آن‌ را داشتند كه ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم، صدها سال است كه مانده‌ایم. و جا دارد كه دنیا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یك ستم دیگر تاریخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم.

امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاریخ ما، تشیع، عزیزترین گوهرهایی كه بشریت آفریده است، حیات بخش ترین ماده‌هایی كه به تاریخ، حیات و تپش و تكان می‌دهد، و خدایی ترین درسهایی كه به انسان می‌آموزد كه می‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و میراث همه این سرمایه‌های عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده است. 

ما وارث عزیزترین امانت‌هایی هستیم كه با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌های بزرگ انسانی، در تاریخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اینهمه هستیم، و ما مسؤول آن هستیم كه امتی بسازیم از خویش، تا برای بشریت نمونه باشیم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علی الناس و یكون الرسول علیكم شهیدا» خطاب به ماست. ما مسئول این هستیم كه با این میراث عزیز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ایمانمان و كتابمان، امتی نمونه بسازیم تا برای مردم جهان شاهد باشیم و شهید باشیم و پیامبر(ص) برای ما نمونه و شهید باشد.

رسالتی به این سنگینی، رسالت حیات و زندگی و حركت بخشیدن به بشریت، بر عهده ماست، كه زندگی روزمره‌مان را عاجزیم!

خدایا! این چه حكمت است؟ و ما كه در پلیدی و منجلاب زندگی روزمره جانوریمان غرقیم، باید سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكانی باشیم كه در كربلا برای همیشه، شهادتشان و حضورشان را در تاریخ و در پیشگاه خدا و در پیشگاه آزادی به ثبت رسانده‌اند. خدایا این باز چه مظلومیتی بر خاندان حسین؟ 

اكنون شهیدان كارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌كنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ او كه می‌خواست این داستان به پایان برسد. اكنون شهیدان كارشان را به پایان برده‌اند و خاموش رفته‌اند، همه‌شان، هر كدامشان، نقش خویش را خوب بازی كرده‌اند. معلم، مؤذن، پیر، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافی و كودك، هر كدام به نمایندگی و به‌عنوان نمونه و درسی به همه كودكان و به همه پیران و به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردنی به این زیبایی و با اینهمه حیات را انتخاب كرده‌اند.





ادامه مطلب


نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، دکتر شریعتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1393/08/1 :: نویسنده : Milad 1994

نقل قول از نماینده مردم اصقهان:
احمد سالک، نماینده مردم اصفهان، در گفتگویی به شایعات روزهای گذشته پاسخ داد. در شبکه های اجتماعی اخباری منتشر می شود که به دلیل بدحجابی به صورت این دختران اسید پاشیده شده اما نماینده مردم اصفهان این موضوع را تکذیب می کند: «متاسفانه سایت های خبری الکی ماجرا را شلوغ کرده اند. اتفاقی که افتاده دردناک است اما مطمئن باشید که این اتفاق به نیت امر به معروف نیفتاده است. اراذل و اوباش این کار را کرده اند که حتما با دستگاه های امنیتی خارجی !!!  ارتباط داشته اند وگرنه بچه بسیجی ها از این کارها نمی کنند.»

آخه یکی نیست به این نفهم روزگار عرض کند چرا تا تقی به  طوقی میخوره استکبار جهانی و دستگاه های خارجی مقصر میشن ، اون وقت این بچه ی ریشوی  مخلص ما نمیتونه دختر مردم رو  به راه کمال و سعادت که همون دوری از دنیاست هدایت کنه ؟!!!!!
بچه است دیگر،آن هم از نوع بسیجی !!! دلش میخواهد با اسید بازی کنه ، دختر بد حجاب مملکت رو به راه راست هداست کنه ، اخه نه اینکه خواهر دینیشه این غیرتش!!! اجازه نمیده.. میگه بزار یه کاری کنم که دیگه کسی حتی جرات نکنه به خواهرم نیگاه  بد کنه ... 
اگر فرض بگیریم که این آقا به عنوان نماینده ی مردم اصفهان راست میگه!!! خوب حداقل نمیشه اینو کتمان کرد که ناشی از یک جریان و تفکر متحجرانه این کاروقیح نشات گرفته که خوب این اقایون سابقه ی ممتازی در اینگونه رفتار کردن در جریان های مختلف اجتماعی از خودشون به نمایش گذاشتن که خوب معرف حضور همه هست ...


این هم یه نقل قول دیگر ، قضاوت با شما، دوست عزیز...

یه هواپیما وسط پایتخت ایران سقوط میکنه جگرگوشه های مردم پرپر میشن میمیرن هیچ مسوولی یه پیام تسلیت نمی فرسته.دخترای مردومو تو جوونی بدبخت میکنن و اسید میپاشن هیشکی غمشم نیس.این همه مردم این مملکت مفت دارن جونشونو از دست میدن هیچ کس عین خیالش نیست. 
حالا شخصی به نام مهدوی کنی بعد از 120 سال عمر در بهترین بیمارستان ایران بعلت کهولت سن میمیره مملکتو دو روز عزای عمومی اعلام می کنن.جمع میشن عزاداری میکنن.تمام مسوولین از ریز و درشت در فرستادن پیام تسلیت مسابقه میزارن.صدا و سیما در تمام بخش های خبری به صورت زیر نویس و مشروح اخبار و جاهای دیگه پیام های تسلیت آقایان رو اعلام میکنن.
واقعا علت این همه تبعیض چیه؟
آیا خون این آخوندا از بقیه مردم رنگین تره؟





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1393/07/10 :: نویسنده : Milad 1994
سیمین بهبهانی:
بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش،
اما حرفش هیچوقت از یادم نمیرود، می گفت زندگی مثل یک کلاف کامواست، 
از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم،
گره می خورد،
می پیچد به هم ، 
گره گره می شود، 
بعد باید صبوری کنی، 
گره را به وقتش با حوصله وا کنی، زیاد که کلنجار بروی ، گره بزرگتر می شود، 
کورتر می شود، 
یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید، 
یک گره ی ظریف کوچک زد،
بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد،
محو کرد، 
یک جوری که معلوم نشود،
یادت باشد، گره های توی کلاف همان دلخوری های کوچک و بزرگند، همان کینه های چند ساله،
باید یک جایی تمامش کرد،
سر و تهش را برید،
زندگی به بندی بند است به نام "حرمت "
که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است...
بانوسیمین بهبهانی




نوع مطلب : اجتماعی، همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




  • برخورد اقای جهانگیری در مورد استیضاح دکتر فرجی دانا به نظرم خیلی بهتر از رئیس جمهور بود!! خودتان قضاوت کنید! 

صحبت های ایشان در جلسه تودیع و معارفه وزیر علوم :


 حتی اگر 10 وزیر علوم در این دولت تغییر یابند اما باز هم موضوع بورسیه های غیرقانونی پیگیری خواهد شد.

 معمولاً مرسوم است که در هفته دولت برای مراسم افتتاح شرکت کنیم ولی امروز در نتیجه اقدام مجلس شورای اسلامی اینجا هستیم.


 دولت تدبیر و امید در مبارزه با مفاسد به ویژه فساد در عرصه علمی کشور جدی است و مصمم است این لکه ننگ را از نظام جمهوری اسلامی ایران پاک کند تصریح کرد: امروز متاسفانه فساد در کشور به شکل سیستمی شده و این موضوع زمانی دردآورتر است که فساد و رانت به سطوح عالی مدیریتی کشور کشیده شود.

 مسائل تکان‌دهنده‌ای در موضوع بورسیه وجود داشته اما نجابت آقای دکتر فرجی دانا و همکاران ایشان باعث شد تا این مسائل در مجلس شورای اسلامی بازگو نشود اما در جلسه هیات دولت برخی از جزئیات این مسائل عنوان گردید.

این دولت حتماً این مسائل را پیگیری می‌کند و قرار نیست با کسی تعارف داشته باشد و اگر کسی به ناحق و با دروغ و از طریق زدوبند از رانتی استفاده کرده، حتماً باید آن رانت را پس بدهد.

در روزهای آغازین کار دولت تدبیر و امید متوجه برداشت ۱۶ میلیارد تومان از بودجه دولت و بیت المال برای یک دانشگاه جدیدالتاسیس غیرانتفاعی شدیم و اگرچه کمک دولت به دانشگاه‌های غیرانتفاعی اتفاق غیرطبیعی نیست اما سوال این است که چگونه دانشگاهی که هنوز مجوز آن مشخص نشده، در آخرین روز دولت قبل، این پول را از حساب نهاد ریاست جمهوری به حساب این دانشگاه منتقل کردند.

جهانگیری با بیان اینکه ریال به ریال این مبلغ متعلق به بیت‌المال است و باید به آن جایگاه بازگردد گفت: اگر آقای خاتمی برای چنین کاری به جای ۱۶ میلیارد تومان، ۱۶ میلیون تومان پول برداشت می کرد حیثیت او را به باد می دادند.

 استیضاح براساس قانون و براساس اصل مردم سالاری یکی از حقوق مجلس شورای اسلامی است.

 از زمان آغاز دولت تدبیر و امید که در خصوص تقسیم کارهای ایشان و معاون اول مذاکره شده بود، دکتر روحانی اعلام کردند که علاقمند به حضور در جلسات استیضاح نیستند!!! و در دوره ریاست جمهوری آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی نیز تقریبا هیچگاه رییس جمور در جلسات اسیتضاح حضور پیدا نکرده بود.

 البته اگر قرار بود دکتر روحانی در جلسه استیضاح حضور پیدا کنند باید برنامه سفر استانی به اردبیل را به تاخیر می انداختند که این موضوع به مصلحت نبود و دولت بر این موضوع تاکید داشت که حل مشکلات مردم کشور در اولویت قرار دارد و قرار نیست رییس جمهور به خاطر دفاع از وزیر خود مردم استان اردبیل را چشم به راه بگذارد.

جهانگیری با اشاره به سخن برخی افراد که می گویند رییس جمهور می توانست ۵ دقیقه در جلسه استیضاح حضور پیدا کند افزود: این جمله به یک شوخی شبیه است زیرا جلسه استیضاح و جلسات مجلس شورای اسلامی دارای ضوابط و مقررات خاصی است و نمی توان بدون برنامه‌ریزی و قبل از طرح استیضاح، سخنرانی کرد.

معاون اول رییس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد دولت تدبیر و امید از زمان آغاز فعالیت خود به دنبال رفع فضای پرتنش میان سه قوا بوده و خوشبختانه امروز شاهد فضای آرام و تعامل سازنده میان قوای سه گانه هستیم.

هیچگاه فراموش نمی کنیم که در دولت گذشته رابطه میان دولت و مجلس چگونه بود و رییس جمهور وقت علیه رییس مجلس شورای اسلامی سی دی منتشر ‌کرد.


معاون اول رییس جمهور با تاکید براینکه کشور باید از شرایط رکود خارج شود اظهار داشت: رکود فقط در بخشهای اقتصادی نیست بلکه رکود سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز باید از میان برود تا امید در میان مردم افزایش یابد زیرا امید مردم به آینده بزرگترین سرمایه‌ای است که در اختیار نظام جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.

معاون اول رییس جمهور در ادامه با تاکید بر لزوم توسعه علم و فناوری گفت: این تنها یک شعار نیست و باید به طور جدی تلاش کنیم تا از اقتصاد متکی به نفت فاصله بگیریم و تنها جایگزین نفت نیز اقتصاد دانش‌بنیان است و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری باید در این زمینه پیشتاز باشد.

در این مراسم دکتر جهانگیری لوح تقدیری با امضای رییس جمهور را به دکتر فرجی دانا اعطا کرد و همچنین حکم دکتر نجفی سرپرست این وزارتخانه را نیز به ایشان اعطا نمود.


نجفی تاکید کرد اگرچه نتیجه استیضاح خوشایند نبود اما این اقدام یک حق قانونی مجلس شورای اسلامی است و از نظر ما این موضوع دیگر سپری شده و باید نگاهمان را به آینده معطوف کنیم و مسئله استیضاح را به فراموشی بسپاریم.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دولت





نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 1393/05/25 :: نویسنده : Milad 1994

Iranian mathematician Maryam Mirzakhani has become the first woman to be awarded the Fields Medal, mathematics' equivalent to the Nobel Prize.

The professor at Stanford University in California was among four Fields Medal recipients at the International Congress of Mathematicians held in Seoul, and the first female among the 56 winners since the prize was established in 1936.

"This is a great honour. I will be happy if it encourages young female scientists and mathematicians," Mirzakhani was quoted as saying on Stanford's website.

"I am sure there will be many more women winning this kind of award in coming years," she said.


Iranian the first woman to snare maths prize


Mirzakhani was born in Tehran and lived there until she began her doctorate work at Harvard University. She said she dreamed of becoming a writer when she was young, but she pursued her enthusiasm for solving mathematical problems.

"It is fun - it's like solving a puzzle or connecting the dots in a detective case. I felt that this was something I could do, and I wanted to pursue this path," she said.

Mirzakhani was recognised for her work in understanding the symmetry of curved surfaces.

According to Stanford, the work could have an impact on the theoretical physics of how the universe came to exist.

The prizes are awarded every four years. Wednesday's honours were presented by South Korean President Park Geun-hye, the first woman to hold that post.

"On behalf of the entire Stanford community, I congratulate Maryam on this incredible recognition, the highest honour in her discipline, the first ever granted to a woman," said Stanford President John Hennessy on the university's website.

The other three Fields Medal winners were Artur Avila of the National Centre for Scientific Research in France and Brazil's National Institute for Pure and Applied Mathematics; Manjul Bhargava of Princeton University and Martin Hairer of the University of Warwick in the United Kingdom

source :yahoo.com





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، علمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 دخترک دستفروش می گوید فرزند بیشتر زندگی بهتر یعنی الان ما اگه دو تا بودیم به جای چهار تا زندگیمون لنگ بود. البته الان که بیشتریم زندگیمون مثل بنز داره می‌چرخه. کنایه اش به بیلبوردهای با یک گل بهار نمیشود است و مانند پیرمرد آچار فروش و خانوم دستفروش و باقی رهگذران این روزهای خیابان های تهران با خنده از کنارش می گذرد.



بزرگراه همت آن قسمتی که مدرس را قطع می‌کند همیشه ترافیک است. چیز جدیدی نیست. این هم خبر تازه‌ای نیست که در این ترافیک هر روزه این محل دستفروشان و کودکان کار از فال حافظ گرفته تا سی دی و کلاه شیپوری و دستمال جادویی آشپزخانه می‌فروشند. همه جور تیپ و سنی را می‌توانی آنجا ببینی. چیزی که شاید بعضی توجه مسافران هر روزی این مسیر را جلب کرده باشد این است که هر روز بر تعداد دستفروشان افزوده می‌شود. هر روز کالای جدیدی به این بازار آورده می‌شود. این نشان می‌دهد که هر روز وضع مردم بهتر می‌شود درست مانند حرف‌هایی که رییس دولت قبلی مرتب از رسانه‌ها می‌گفت.

بعضی روز‌ها و شب‌ها هستند که فاصله‌ها را بیشتر از همیشه به رخ می‌کشند. یکی از آن شب‌ها شب یلداست. شبی که همه می‌خواهند زود خود را به خانه برسانند. شبی که اغلب آدم‌ها با دست پر به خانه می‌روند. حساب این شب‌ها با بقیه شب‌هایی که به راحتی از کنار کودکان کار و دستفروش‌ها می‌گذریم فرق دارد. هیچ کس تعداد دستفروشان این شهر را نمی‌داند. هیچ کس نمی‌داند چند کودک و نوجوان روزهای خود را لا به لای ماشین‌های ما و خیابان‌ها می‌گذرانند. آن‌ها از خیابان نمی‌ترسند. ماشین وحشتی برای آنان ندارند. آن‌ها میان همین آهن‌ها پوست انداخته‌اند.

همین الان هم شرمنده بچه‌ام هستم

کریم مرد ۵۳ ساله‌ای که در این مسیر آچار ماشین می‌فروشد می‌گوید: “۶ – ۷ سال است که به دستفروشی روی آوردم. چاره‌ای نداشتم. چرخ زندگی‌ام نمی‌چرخید.” او راننده یک شرکت بازرگانی بوده است. هفت سال پیش تعدیلش می‌کنند. می‌گوید: «آن‌ها هم شاید چاره‌ای نداشتند اول کار و تجارتشان خوب بود به منم می‌رسیدند ولی وقتی وضع اقتصادی خراب شد همه را بیرون کردند. منم هر دری زدم کار پیدا نکردم و مجبور شدم دستفروشی کنم.»

می‌پرسم: «چند فرزند داری؟» می‌گوید: «سه فرزند. دو تا مدرسه‌ای هستند و یکیشون دانشجو بود که دیگه نتونستم خرج دانشگاه را بدهم مجبور شد بیاد بیرون. الان رفته سربازی.» بعد توضیح می‌دهد که بچه‌اش دانشگاه سراسری می‌رفته ولی در شهرستان. می‌گوید که با اینکه برای دانشگاه شهریه‌ای نمی‌پرداخته ولی به هر حال شهرستان زندگی کردن مخارجی داشته که او از عهده‌اش برنمی آمده است.

می‌گویم: «کاش بچه‌های بیشتری داشتی عوضش می‌توانستند بیایند کمکت و در خرجی خانه کمکت می‌کردند.»

نیشخند می‌زند: می‌دانم چی را می‌گویی هر کی اینا رو گفته برای خودش گفته. من لای این ماشین‌ها جون می‌کنم که بچه‌هایم درس بخونند تا مثل من راننده نباشند که اگر خواستند بیرون کنند اولین نفر باشم. همین الان هم شرمنده بچه‌ام هستم.

یعنی ما اگه دو تا بودیم به جای چهار تا زندگیمون لنگ بود!

خودش می‌گوید اسمش ریحانه است. گل نرگس می‌فروشد. ۱۴ ساله است و لابه لای ماشین‌ها با دو سه بچه دیگر کل کل و خنده می‌کند. جواب سوال‌ها را در ازای خرید گل، آن هم نه یک بسته، می‌دهد. معلوم است مناسبات خیابان را خوب یاد گرفته.

می‌پرسم: “چند خواهر و برادر داری؟” جواب می‌دهد: “چند تا می‌خوای؟ همه مدل دارم. تنی. ناتنی”

۹ خواهر و برادرند. پنج تا از زن اول و چهار از زن دوم. پدرش الان فلج شده ولی قبلا هم کارگر یک کارگاه نجاری در پاکدشت ورامین بوده است.

می‌گویم که می‌دانی فرزند بیشتر زندگی بهتر یعنی چی؟ می‌گوید: “آره دیگه یعنی الان ما اگه دو تا بودیم به جای چهار تا زندگیمون لنگ بود. البته الان که بیشتریم زندگیمون مثل بنز داره می‌چرخه.”

می‌دانی امشب شب یلداست؟ “آره بابا معلومه. ملت حاضر نیستند یه دقیقه وایسن. همه می‌خوان بدو برند… البته دروغ گفتم این شبا فروش ما بهتره چون می‌خوان سر یلداشون گل هم باشه. اونم نرگس نیگا…”

می‌گفتند بچه روزی‌اش را با خودش می‌آورد

ساعات پایانی شب و زمان کار متروست. یک شب قبل از یلدا. خانمی که در واگن زنان دستفروشی می‌کند حالا روی صندلی آرام نشسته و مسافر شده است.

می‌گوید که هفت فرزند دارد چهار تایشان را به خانه بخت فرستاده و سه تا در خانه هستند. “همین چهار تا رو هم مردم و دوستان جمع شدند و جهیزیه و خرج عروسی را تهیه کردند وگرنه ما از عهده‌اش برنمی آمدیم. حالا هم که زندگی خود مردم اونقدر بد شده که دیگه کسی به ما نمی‌رسد. من همین قدر که شب گرسنه بچه هام نخوابند هنر کردم.”

می‌پرسم: “بچه‌ها کمک حال نیستند؟” می‌گوید: “چطور می‌توانند باشند؟ بیایند دستفروشی؟ خجالت می‌کشند. جوونند غرور دارند. کار هم که پیدا نمی‌شود بروند سر کار. دخترم می‌رفت پیش یه دکتر حجامت می‌کرد برای هفت ساعت کار ماهی ۲۰۰ هزار تومان می‌گرفت. حتا خرج بلیت اتوبوس و متروش هم در نمی‌اد.”

“اگر به جای هفت تا بچه چهار تا داشتی الان دیگه خلاص بودی. فرستاده بودی همه را خانه بخت و حالا مسوولیت کمتری داشتی”

می‌گوید: “چی بگم؟ عقل مون نمی‌رسید که. می‌گفتند بچه رحمت است و روزی‌اش را با خودش می‌آورد. اگه عقل الانم رو داشتم به خدا چهار تا چیه همون دو تا رو می‌وردم”

تابلوهای تبلیغاتی فرزند بیشتر زندگی بهتر و با یک گل بهار نمی‌آید بیشتر از آنکه شعاری تبلیغاتی باشند اعلامیه‌ای است بر اینکه ما نمی‌دانیم در زیر پوست این شهر چه می‌گذرد. ما مردمان را‌‌ رها کردیم و حرف خود می‌زنیم. می‌گفتند ایران ظرفیت داشتن جمعیت ۱۵۰ میلیونی را دارد. به نظر می‌رسد گویندگان این مطلب و منتشرکنندگان و ترویج دهندگان این شعار نه از خیابان‌های این شهر و این کشور عبور کرده‌اند و نه تبعات این حرف‌های سطحی را درک می‌کنند. البته باید یادآوری کنیم کسانی که این حرف‌ها را می‌زدند معتقد بودند که ایران روز به روز از نظر اقتصادی رشد داشته و رفاه در زندگی مردم بیشتر شده و…

فرزند کمتر، زندگی بهتر شعار و برنامه ای بود که از ابتدای دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی مورد توجه و اجرای دولت به منظور جلوگیری از انفجار جمعیت قرار گرفت و تلاشهای زیادی برای آموزش و فرهنگ سازی و ترویج این شعار در جامعه انجام شد، از قبیل تولید برنامه های آموزشی و پخش تیزر از صدا و سیما و گنجاندن واحد تنظیم خانواده در سرفصل تمام رشته های کارشناسی دانشگاه ها.

و امروز شهر پر شده است از بیلبوردهای “با یک گل بهار نمیشه” کاری از انجمن طراحان گرافیک انقلاب اسلامی. این گروه پیش‌تر بیلبورد‌های «صداقت آمریکایی» و «شمر زمانه‌ات را بشناس» را طراحی و نصب کرده بود.

طرح هایی که ظاهرا پس از سخنرانی رهبری در مهر ماه سال ۹۱ در مخالفت با سیاست کنترل جمعیت پیگیری شد. پس از این سخنان بود که درس «کنترل جمعیت و تنظیم خانواده» از دروس دانشگاهی حذف و ۳۰۰ میلیارد تومان برای افزایش اعتبارات رشد جمعیت در نظر گرفته شد.

حالا بیلبوردهایی که در سطح شهر گسترده شده اما با سبک زندگی مردم چندان قرابتی ندارد






نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 1392/08/24 :: نویسنده : Milad 1994
مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكایت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند

عده ای از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند

مارها بازگشتند و همپای لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه برای خورده شدن به دنیا می آیند

تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است

اینكه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان

منوچهر احترامی




نوع مطلب : داستان کوتاه، همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 1392/08/8 :: نویسنده : Milad 1994


آقای احمد منتظری:

« ولاتسبّوا الذین یدعون من دون الله فیسبّوا الله عدواً بغیرعلم کذلک زیّنا لکل امّة عملهم » (انعام، آیه۱۰۸)

به کسانی که غیرخدا را می‌خوانند دشنام ندهید که آنان نیز از روی دشمنی و ناآگاهی به خدا دشنام دهند، این گونه کردار هر گروهی را آراستیم.

این آیه و آیات مشابه را که می‌خوانیم این پرسش به ذهن می‌آید که مگر پیروی از دستورات الهی و عمل به آموزه‌های قرآن کریم واجب نیست؟ خداوند در این آیه به صراحت فرموده است که دشنام ندهید. وقتی دشنام و ناسزا گفتن به مشرکین یا بت‌ها و معبودهای آنان جایز نباشد دشنام به مسیحیان و یهودیان و عقاید آنان به طریق اولی جایز نمی‌باشد.

حضرت على(علیه السلام) در جنگ صفین به جمعى از یارانش که پیروان معاویه را دشنام مى‌دادند مى‌فرماید: “من خوش ندارم که شما دشنامگو باشید، اگر شما اعمال و رفتار آنان را بیان کنید و اخلاق آنان را یادآور شوید، به حق و راستى نزدیکتر و براى اتمام حجّت بهتر است.” (نهج‌البلاغه، کلام۲۰۶)

امسال با نزدیک شدن به روز تاریخی ۱۳ آبان شعار “مرگ بر آمریکا” وارد فاز جدیدی شده است؛ چرا که با توجه به انتخابات ریاست جمهوری و رای مردم به تغییر گفتمان نظام، و شکل گرفتن دولت تدبیر و امید، کشور در شرایط جدیدی قرار گرفته است.

با توجه به مذاکرات دولت با جامعه جهانی، کشور بیش از همیشه به آرامش و عقلانیت نیاز دارد. بر سر میز مذاکره حاضر شدن و گفتگو، تنها راه عقلائی و مدنی است که خداوند برای رفع اختلاف‌ها فقط به انسان‌ها عطا فرموده است.

در نتیجه با توجه به سیاست کلی نظام که در حال حاضر دولت ایران اقداماتی را در جهت تنش‌زدائی با جامعه جهانی و آمریکا انجام می‌دهد، تاکید بر ادامه شعار مرگ بر آمریکا، اخلال در دیپلماسی خارجی و تضعیف موقعیت دولت است.

همانگونه که مسئولین رسمی در نظرسنجی مقدماتی کشور اعلام کردند حدود ۸۵ درصد مردم ایران طرفدار رابطه با آمریکا هستند. در مقابل این آمار تعیین کننده، ۱۵ درصد دیگر فریاد برآوردند و با استفاده از رانت‌های مختلف، چنان صدای خود را بلند کرده‌اند تا اقلیت بودن خود را بپوشانند.

گویی آنان شعار “مرگ بر آمریکا” را از اصول اعتقادی! خود دانسته و ترک آن را جایز نمی‌دانند.

از این دوستان باید پرسید تاکنون از شعار “مرگ بر آمریکا” چه نتیجه‌ای برای ملت ایران حاصل شده است که همچنان به ادامه آن اصرار می‌ورزید؟

آیا در زمینه مسائل معنوی و پایبندی مردم به دین و اخلاق موفق بوده‌اید؟

آیا در زمینه مسائل اقتصادی و تولیدی و رفع بیکاری توفیقاتی به دست آورده‌اید؟

آیا در سطح بین‌المللی و در بین ملت‌های دیگر برای ملت ایران آبرویی کسب کرده‌اید؟ و یا آنان را بیشتر در انزوا قرار داده‌اید؟

وجدان خود را به داوری بگیرید؛ اگر جواب مثبت است، همچنان در مقابل نظر اکثریت مردم ایستادگی کنید و با هیاهو، اقلیت بودن خود را جبران نمایید.

ولی اگر جواب منفی است، چرا در گفتار و کردار خود تجدید نظر نمی‌کنید؟

آیا پافشاری بر شعاری که عدم موفقیت آن را تجربه کرده‌اید منطقی است؟

بارها پدر بزرگوارم از استاد خود آیت الله العظمی بروجردی نقل می‌فرمود که: “مرد آن است که از حرف خودش برگردد”. آیت الله العظمی منتظری که همواره مواضع ضد آمریکایی داشت خود به این رهنمود استادش عمل نمود و در مصاحبه با مجله یومیوری ژاپن در تاریخ ۱۳۸۲/۶/۲۰ چنین گفت: “ما۳۰۰ میلیون جمعیت آمریکا را رها کرده‌ایم به واسطه این که از دست چند حاکم آنجا عصبانی هستیم و از رابطه ابا داریم. صهیونیست‌ها هستند که مخالف رابطه ایران و آمریکا هستند، لابی‌های یهود هستند که نمی‌گذارند رابطه از سرگرفته شود، و ما عملا داریم خواسته صهیونیست‌ها را اجرا می‎کنیم. امیدواریم موانع برطرف و رابطه برقرار گردد و این بحران و تشنج از میان برداشته شود”. (کتاب دیدگاه‌ها، جلد۲، ص۱۶۳)

اگر به جای شعارهایی که موجب افزایش فاصله‌هاست، با اصلاح رفتار و منش خود و بسط آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، با قدرت بیشتری در مذاکرات حاضر شویم، با یاری خداوند می‌توان گشایشی در معضلات اقتصادی و سیاسی ایجاد نمود.

در این برهۀ حساس وظیفۀ بزرگان و عقلای مملکت است که با شهامت و شجاعت تمام و به دور از تقیّه و امروز و فردا کردن، به وظیفۀ تاریخی خود عمل کنند و نگذارند افعال و رفتار عده‌ای قلیل بیش از این باعث وهن دین و مذهب و تضییع حقوق ملت و منابع و منافع کشور گردد.

امیدوارم خداوند مهربان به مسئولین محترم نظام جمهوری اسلامی در عمل به وظایف انسانی و اسلامی و ملّی خود توفیق بیشتری عنایت بفرماید. والسلام.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله منتظری





نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 1392/06/5 :: نویسنده : Milad 1994
دو خاطره مربوط به رفتارهای امام موسی صدر که در پی می‌آید:

* دکتر حسین کنعان در کتابش به نام "الامام موسی الصدر، قدر و دور" می‌گوید، امام موسی صدر برایم تعریف کرد که: «وقتی من حدودا 19 سال داشتم، پدرم (آیت‌الله صدر مرجع بزرگ تقلید) نامه‌ای برای نخست‌وزیر وقت نوشتند و قرار شد من نامه را ببرم و تحویل بدهم. لذا صبح زود از قم راه افتادم و به تهران آمدم. به محل زندگی او که منزلی باشکوه بود، مراجعه کردم. مرا به سالن طبقه اول راهنمایی کردند. نشستم و به تماشای در و دیوار مشغول شدم. آن فضا و محیط متفاوت و شیک و باشکوه با تابلوهای نقاشی و وسایل تزئینی و پرده‌های زربفت و ... برای من که از یک خانه ساده طلبگی آمده بودم، خیلی تازگی داشت و غرق در تفکر در این فاصله فرهنگی و اجتماعی بودم.

در همین حال متوجه دختری جوان شدم که در انتهای سالن مشغول نواختن پیانو بود و من تا آن هنگام صدای این دستگاه را نشنیده بودم. نشسته بودم و با تعجب به آن گوش می‌کردم که آن دختر متوجه حضور من شد و برخاست و به طرف من آمد و دستش را به طرفم دراز کرد! من دستم را روی سینه‌ام گذاشتم و سلام او را پاسخ دادم.»

دکتر کنعان می‌گوید در اینجا، امام موسی صدر خندید و به مزاح گفت: «و هنوز دستم روی سینه‌ام مانده است.»

جالب اینجاست که این فرهنگ زیبا و راه حل ستودنی که شاید منشاء آن هم ایشان باشند، الان در لبنان و بسیاری از جوامع کاملا رواج یافته است.

* دانشمند فاضل و نویسنده اندیشمند، استاد سید عباس نورالدین نقل می‌کرد: «روزی امام موسی صدر در یک کلیسا (یا دانشگاه) سخنرانی بسیار موثر و جذابی ایراد کرد و همه را مجذوب کرد. اواخر سخنرانی، خانمی جوان و زیبا که از توفیق عالمی مسلمان بسیار دلخور بود، به دوستانش گفت "من می‌دانم چطور حالش را بگیرم و ضایعش کنم" و بلا فاصله پس از پایان سخنرانی، در حالی که همه را متوجه خود کرده بود، جلو رفت و دستش را به طرف ایشان دراز کرد.

ایشان دستش را طبق عادت روی سینه گذاشتند. او هم که منتظر همین بود، پرسید "می‌خواهید نجس نشوید؟" (او به همان موضوعی اشاره کرد که مشکل سوء تفاهم خانم‌هاست و شبهه دون‌پایه بودن زنان در دیدگاه اسلام و نجس بودن غیر مسلمانان و ...)

ایشان با زیرکی بلافاصله پاسخ دادند: "بل لا حافظ علی طهارتک - بلکه بر عکس، تو آن قدر با ارزش و پاک هستی که چنین تماس‌هایی حریم قدسی و زنانه تو را می‌آلاید."

این جواب حکیمانه و عارفانه و عمیق و هوشمندانه، نه فقط توطئه او را خنثی کرد بلکه کار بر عکس شد و جمعیت مسیحی حاضر بیشتر به وجد آمدند و به ایشان ارادت بیشتری پیدا کردند.»


خبرآنلاین به نقل از کتاب «قدم کلیک‌هایتان بر چشم» نوشته محمدرضا زائری





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 1392/05/20 :: نویسنده : Milad 1994
ﺁﺷﯿﺦ ﺣﺴﻦ ﺣﺮﻓﯽ ﺩﺍﺭﻡ،
ﺍﮔﺮ ﮐﻪ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﯾﻪ ﺑﺎﻏﯽ ﺗﻮﯾﻪ ﭘﺎﺳﺘﻮﺭﻩ،
ﮐﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﺎﺵ ﻣﯿﺎن ﻣﯿﺮﻥ
.............................................................
ﺑﯿﺎ ﻭ ﺗﺨﻢ ﮔﻞ ﺑﭙﺎﺵ ﮔﻞ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭﻃﻦ ﺑﺰﻥ
ﭼﺸﻢ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺘﻪ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺟﻮﻭﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﻭ ﻭ ﺯﻥ
(ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )
 
ﻧﮕﯽ ﮔﺮﻭﻧﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﭼﻪ، ﻧﮕﯽ ﺗﻮﺭﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﭼﻪ
ﻧﮕﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﮐﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺷﻪ ﺳﻮﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﭼﻪ
ﻧﮕﯽ ﮐﻪ ﻧﺮﺥ ﺑﺮﻕ ﻭ ﺁﺏ ﻭ ﻧﻮﻥ ﻭ ﮔﻨﺪﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﭼﻪ
ﻧﮕﯽ ﮐﻪ ﮔﺸﻨﻪ ﻣﻮﻧﺪﻥِ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﭼﻪ
ﻧﮕﯽ ﺗﻮﯼ ﻣﺤﻞ ﻣﺎ ﺍﺭﺯﻭﻧﯿﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ
(ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )
 
ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﺗﻮ
ﺭﺋﯿﺲ ﻣﺠﻠﺲ ﻣﺎﻟﯽ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﭘﺮﻭ،
ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ ﺳﻮﻣﺎﻟﯽ ﯾﻪ ﺍﺳﻘﻔﯽ ﺗﻮ ﻭﺍﺗﯿﮑﺎﻥ،
ﮐﺎﻫﻦ ﭘﯿﺮ ﻧﭙﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﺠﻤﻊ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﮐﺮﻩ ﺷﻤﺎﻟﯽ
ﻣُﺮﺩ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﻣﺎﺩﺭﺷﻮ ﺑﻐﻞ ﻧﺰﻥ
( ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )
 
ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺭﻓﺘﯽ ﺳﻔﺮ، ﭼﻪ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﭼﻪ ﺩﺍﺧﻠﯽ
ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺒﺮ، ﭼﻪ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﭼﻪ ﻓﺎﻣﯿﻠﯽ
ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﭼﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ ﭼﻪ ﺻﻨﺪﻟﯽ
ﺣﺮﻓﺎﯼ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﻧﺰﻧﯽ ﭼﻪ ﺍﺯ ﻟﻮﻟﻮ ﭼﻪ ﺍﺯ ﻟﯿﻠﯽ
ﺑﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﺕ ﭘﺸﺖ ﻧﮑﻨﯽ، ﭼﻪ ﺑﺎ ﻋﻤﻞ ﭼﻪ ﺑﺎ ﺳﺨﻦ
(ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )
 
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺻﻒ ﺑﮑﺸﻨﺪ ﭘﺸﺖ ﺩﺭﺕ
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﻨﺪ ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﻫﻤﺶ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮﺕ
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﻣﻘﺪﺳﯽ، ﻫﺎﻟﻪ ﻧﺒﯿﻨﯽ ﺭﻭ ﺳﺮﺕ
ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﭼﺸﻤﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺍﯾﻨﺎ ﺧُﻠﻦ
(ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )
 
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺏ ﻭ ﮔِﻠﻤﻮ
ﺷﻮﺧﯽ ﻭ ﺟﺪﯼ ﮔﻔﺘﻤﺶ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﺣﺮﻑ ﺩﻟﻤﻮ
ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ ﺍﯾﻮﻟﻤﻮ
ﺍﻣﺎ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺭ ﻧﺸﯽ ﻭ ﺳﺮ ﻧﺒﺮﯼ ﺣﻮﺻﻠﻤﻮ
ﺧﻼﺻﻪ ﺍﺯ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻨﻪ ﻧﮕﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﮕﻔﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ
(ﺑﭙﺎ ﺩﻻ ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻨﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﻪ ﺣﺴﻦ )


کلیپ شعر خوانی کاوه جوادیه+دانلود

اکنون دیگر عبارت «خیلی خطرناکه حسن» از انمیشین‌های تلویزیونی فرا‌تر رفته و به عالم سیاست وارد شده است. آنهایی که آن زمان به سازنده آن انیمیشن‌ها انتقاد می‌کردند، که چرا نام حسن را برای یکی از شخصیت‌های آن انیمیشن برگزیده‌اند، احتمالا نمی‌دانستند روزی در ایران شخصی به نام حسن به ریاست جمهوری می‌رسد که طنز‌پردازان برای او هم عبارت خیلی خطرناکه حسن را به کار می‌برند.

در روزهای گذشته، کلیپ شعر خوانی کاوه جوادیه در فضای مجازی بین کاربران می‌چرخد؛ کلیپی که در آن کاوه جوادیه شعر طنز خود با نام «بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!» را برای مخاطبانش می‌خواند.

هرچند ‌این شعر طنز‌ در نگاه نخست و شنیدن اولیه، لبخند به لب مخاطبان می‌آورد،‌ در درون خود‌ نقدی هجو‌گونه از دوره زمامداری احمدی‌نژاد ارائه می‌کند، اما شاعر به زبان مردم از رئیس‌جمهور خواسته‌هایشان را می‌طلبد؛ آن هم در زمانه‌ای که دیگر گل آقایی نیست که درد مردم را به طنز و بدون کینه و مرض به مسئولان منتقل کند، تا هم آنان را بخنداند و هم بگریاند!

در این شعر طنز، مردمی که به امید تغییر و اصلاح شرایط موجود به حسن روحانی رأی داده‌اند، از او انتظار دارند که کار کند و اوضاع را تغییر دهد، اشاره می‌کند و از او مطالبه امید می‌کنند، امیدی که باید از فراز پاستور، نهاد ریاست جمهوری دمیده شود تا با امید مردم به آبادانی یکی شود و کشور رو به جلو حرک کند.

شاعر طناز از روحانی می‌خواهد که دغدغه‌های مردم، گرانی، تورم و... دغدغه‌اش باشد. نگرانی قشرهای ضعیف و کمتر بهره‌مند را با شوخی و مطایبه از سر وانکند. با مردم رو‌راست باشد و مردمی را که تورم و گرانی امانشان را بریده است، به خرید از سر کوچه رئیس جمهور حواله ندهد! اگر توان کنترل اوضاع را نداشت، با اعصاب و روان مردم هم بازی نکند! به درد مردم بی‌تفاوت نباشد.

از او می‌خواهد حاشیه‌ها را به جای متن در نظر نگیرد. هر چه هست و هر چه درباره‌اش می‌گویند برای خودش باشد. هاله‌های نور ریاست جمهوری برای مردم و کشور نفعی ندارد. اگر شخصیتی درجه یک معنوی است؛ بداند که عرفا و مقامات‌داران معنوی هیچ گاه مقامات معنوی خود را داد و فریاد نزده‌اند! مقام معنوی یک مسئول اگر به کار ‌دنیا و آخرت خود و مردمش نیاید، چه فایده‌ای دارد؟ تنها مقامی که تبلیغات نمی‌خواهد، اتفاقا مقامات معنوی است! هاله‌ها و کهکشان‌های نور را ببیند، اما بگذرد!

از ریخت و پاش جلوگیری کند. حالا که مردم حق حکومت به او داده‌اند او حق مردم را بدهد. مردمی که به یک نفر حق کلان داده‌اند، از او حقشان را ‌می‌‌خواهند. انتظار نداشته باشد که مردم همچنان دنبال او برای حقشان بدوند! حق مردم را در کانال خودش قرار دهد تا به مطالبه دهندگانش برسد!

به عهدش وفا کند. تلاش کند که بتواند و اگر نتوانست رو‌راست به مردم بگوید نمی‌تواند. انکار واقعیت‌ها، نخستین راهکار مسائل برایش نباشد. اول مسلمان باشد و بعد بکوشد که مؤمن هم باشد که از صفات مومنین است که به عهد خود وفا کنند و از امانتی که به او داده‌اند امانتداری کند.

بداند که مردم عهد اخوتی با کسی نبسته‌اند. تا زمانی که در مسیر مردم باشد و برای مردم کار کند و آنان را به تدریج به مطلوبیت‌ها در حد توان ‌برساند، حمایت می‌کنند و تشویق، و‌گرنه بداند که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی! او هم مانند گذشتگان خود خواهد رفت!


منبع : تابناک





نوع مطلب : طنز، سیاسی، همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1392/04/27 :: نویسنده : Milad 1994

  • اولین راه برای جلوگیری از ریزش مو کوتاه کردن و شست و شوی آن با آب ولرم است و خوردن غذای مناسب در این فصل دومین راه برای جلوگیری از ریزش مو است.
  •  بهتر است در این فصل مصرف غذاهای آب پز شده مثل سوپ، آش و آبگوشت که حبوبات در آن ها فراوان است را بیشتر کرده و از خوردن غذاهای سرخ کردنی و چرب پرهیز کنید.
  • خوردن نوشابه، شیرینی و پیتزا را برای همیشه فراموش کنید.
  • برای کاهش ریزش موی خود خوردن میوه، سبزی و سالاد را فراموش نکنید و توجه کنید که جو و اسفناج در وعده های غذایی شما وجود داشته باشد.
  • پوشیده لباس های نخی و سفید و استفاده نکردن از سشوار، اتوی مو و لباس های پلاستیکی و رنگی در کاهش ریزش موی شما موثر است.
  • در آخر اینکه روزی پنج دقیقه پوست سر خود را ماساژ دهید و از ناراحتی های روحی، فشار عصبی و استرس پرهیز کنید تا موهای پر پشت تری داشته باشد.


  • همه افراد به طور معمول روزانه 20 تا 100 تار موی خود را از دست داده، اما ریزش مو بیش از این مقدار موجب کم مویی فرد می شود.
  • عدم تعادل هورمونی، سوء تغذیه، مصرف برخی از داروها از جمله داروهای غنی از ویتامین A و یا داروهای نقرس، فشار خون و افسردگی نیز می توانند از علل ریزش مو باشند.

  • با بکار بستن شیوه های طبیعی می توان از بروز این عارضه پیشگیری کرد و عسل یکی از این منابع غذایی است که در کاهش ریزش مو تاثیرات چشمگیری داشته است.

  • در واقع بالابودن میزان قند عسل، با حفظ آب، موجب رطوبت مو و حتی نرم ماندن پوست دور ناخن نیز می شود.


  •  خاصیت ضد باکتریایی عسل، پوست سر را سالم نگه داشته در نتیجه شوره سر و ریزش مو را کاهش می دهد.


   منبع :سایتهای پزشکی





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 1392/03/31 :: نویسنده : Milad 1994



دکتر شریعتی برای نسل‌هایی که او را ندیده اند، پدیده ای است پر از تناقض و ابهام! برخی با تک جمله‌های وی احساس آرامش می‌کنند و برخی با بعضی از ادعاهای وی در کتاب‌هایش به هم می‌ریزند. کسی که خود معترف است، بین دو افراط گیر افتاده است. در ایران او را مخالف شیعه می‌نامند و در عربستان وی را به غالی‌گری متهم می‌کنند و خود سرانجام به این شعر استناد می‌کند که:

نه در مسجد گذارندم که رندی                 نه در میخانه کاین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است            غریبم سائلم آن ره کدام است

شریعتی که در خانواده ای مذهبی رشد کرده است، می‌کوشد هم روشنفکری مذهبی باشد و هم تلاش می‌‌کند در دوره ای که دوره ایدئولوژی‌های چپ و راست و مبارزه با استبداد با الهام از مکتب و ایدئولوژی است، اسلام را یک ایدئولوژی مبارزه تعریف کند.

هم در این دوره است که برخی ‌اعضای مجاهدین خلق به دلیل اینکه معتقدند اسلام ایدئولوژی مبارزه نیست، ناشی از این تفسیر و القائات بیرونی، مارکسیست می‌شوند و اسلام را در عمل کنار می‌گذارند.

علی شریعتی ناشی از همین دو ویژگی، یعنی تلاش برای روشنفکر بودن و مبارز بودن، به برخی از مفاهیم یا شاید تابوهای اسلامی یورش می‌برد و تفسیرهای جدیدی از آنان ارائه می‌دهد؛ تفسیر‌هایی که برخی از لایه‌های روحانیت را علیه او بر‌می‌انگیزاند؛ احساساتی که تا پس از انقلاب هم علیه او ادامه می‌یابد و تازه در سال‌های اخیر است که فضایی منصفانه برای صحبت و نقد شریعتی فراهم می‌شود.

شریعتی برای این دو هدف کتاب نوشت. سخنرانی و وعظ و خطابه خواند. فرضیه‌هایی را در کتاب‌هایش و ادعاهایی را در سخنانش بیان نمود‌ که برخی در همان زمان درستی و نادرستی آن مشخص بود و برخی هم گذران زمان صدق و کذب آن را نشان داد.

شریعتی به رغم همه این مطالب، محبوبیت داشته و دارد. مطالبش دل جوانان را می‌رباید. جدا از ادعاها و مطالبش، دل‌نوشته‌ها و درون نوشت‌های وی به ویژه در کتاب کویر، روح یک انسان دردمند و دغدغه دار را نشان می‌دهد که می‌کوشد تغییری در خودش، در جامعه‌اش، در تفکرش و... ایجاد کند. خیلی راحت از روحیه خود و موانع سخن می‌گوید و بسیار صادق و بی پیرایه مخاطب را در جریان احوالات درونی خود می‌گذارد. فراز و فرودهای فکری و عاطفی اش مستقیم‌ برای مخاطبش فراز و فرود ایجاد می‌کند.

احساسات‌ و آرمان‌هایش پس از گذشت سالها دانشجویان را سیراب می‌کند و گاهی بر روحانیت نقد وارد می‌کند و گاه تحویلشان می‌گیرد. گاه عصیان می‌کند و گاه آرام است.
شریعتی فارغ از صدق و کذب گفته‌ها و نوشته‌هایش، برای دوستدارانش قطعا بدون دینداری شناخته نیست؛ بدون روشنفکری شناخته نیست؛ بدون واژه‌های سازی شناخته نیست؛ شریعتی شاید همه اینها باشد و همه اینها شریعتی نباشد. دکتر علی شریعتی، دکتر علی شریعتی است.

منبع :تابناک




ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، دکتر شریعتی، همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 2 )    1   2