تبلیغات
همه چیز،هیچ چیز - مطالب دکتر شریعتی
 
همه چیز،هیچ چیز
وبلاگ شخصی ,علمی ,سرگرمی ,تکنولوژی ,اجتماعی و ...
                                                        
درباره وبلاگ

با سلام
امیدوارم مطالب "همه چیز , هیچ چیز"جالب باشد
مطالب این وبلاگ از سایت ها و وبلاگ های گوناگونی بنابه شرایط زمانی و ...گردآوری شده اند البته شاید با کمی تغییر و ویراستاری واضافات.


خلاصه کلام خوشحال میشم اگه نظر هم بدید یعنی خوب نظر هم بدین دیگه باشه !؟!

......... باتشکر از شما "دوست گرامی" ..........
مدیر وبلاگ : Milad 1994
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


سه شنبه 1393/08/6 :: نویسنده : Milad 1994



اكنون شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم. شهیدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستیم، آنها كه گستاخی آن‌ را داشتند كه ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم، صدها سال است كه مانده‌ایم. و جا دارد كه دنیا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یك ستم دیگر تاریخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم.

امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاریخ ما، تشیع، عزیزترین گوهرهایی كه بشریت آفریده است، حیات بخش ترین ماده‌هایی كه به تاریخ، حیات و تپش و تكان می‌دهد، و خدایی ترین درسهایی كه به انسان می‌آموزد كه می‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و میراث همه این سرمایه‌های عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده است. 

ما وارث عزیزترین امانت‌هایی هستیم كه با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌های بزرگ انسانی، در تاریخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اینهمه هستیم، و ما مسؤول آن هستیم كه امتی بسازیم از خویش، تا برای بشریت نمونه باشیم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علی الناس و یكون الرسول علیكم شهیدا» خطاب به ماست. ما مسئول این هستیم كه با این میراث عزیز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ایمانمان و كتابمان، امتی نمونه بسازیم تا برای مردم جهان شاهد باشیم و شهید باشیم و پیامبر(ص) برای ما نمونه و شهید باشد.

رسالتی به این سنگینی، رسالت حیات و زندگی و حركت بخشیدن به بشریت، بر عهده ماست، كه زندگی روزمره‌مان را عاجزیم!

خدایا! این چه حكمت است؟ و ما كه در پلیدی و منجلاب زندگی روزمره جانوریمان غرقیم، باید سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكانی باشیم كه در كربلا برای همیشه، شهادتشان و حضورشان را در تاریخ و در پیشگاه خدا و در پیشگاه آزادی به ثبت رسانده‌اند. خدایا این باز چه مظلومیتی بر خاندان حسین؟ 

اكنون شهیدان كارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌كنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ او كه می‌خواست این داستان به پایان برسد. اكنون شهیدان كارشان را به پایان برده‌اند و خاموش رفته‌اند، همه‌شان، هر كدامشان، نقش خویش را خوب بازی كرده‌اند. معلم، مؤذن، پیر، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافی و كودك، هر كدام به نمایندگی و به‌عنوان نمونه و درسی به همه كودكان و به همه پیران و به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردنی به این زیبایی و با اینهمه حیات را انتخاب كرده‌اند.





ادامه مطلب


نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، دکتر شریعتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1393/04/12 :: نویسنده : Milad 1994

پدر مومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثراخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی! که صبح و ظهر و شب انجام می‌دهی اما نه معانی الفاظ و ارکان‌اش را می‌دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی‌اش را می‌فهمی. تمام نتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز در آورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!

تو می‌گویی : نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با مخاطبی مشغول حرف زدن ...باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می‌گوید؟ فقط تمام کوشش‌اش این باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی‌اش صادرکند. اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می‌شود اما اگر اصلا نفهمد چه حرفهایی می‌زند و به مخاطب‌اش چه می‌گوید غلط نمی‌شود!

اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می‌کند اما خودش نمی‌فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می‌دهد؟ شما به اوچه می‌دهید؟ و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یاترس از شما هم انجام می‌دهد دیگر چه می‌کنید؟ گوش‌تان را پنبه نمی‌کنید؟

اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضدشعور داردبدش بیاید همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرون‌اش می‌اندازد و پرت‌اش می‌کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار هم‌چون چهارپایانزبان بسته‌ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زن‌اش حماله‌الحطب!!!

و اگر خدا ترحم کند رهایش می‌کند تا هم‌چون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار سرسام‌آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند... و در غروب یک عمر حرکت و طی طریق در این "مذهب دوری" به همان نقطه‌ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا نبیند که چه می‌کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می‌سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت و تقوی می‌گویند.

کجایی پدر مومن من... مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزارانی که سخت غافلید و از نماز نیز. در خیال‌تان خدای آسمان را نماز می‌برید و در عمل بت‌های قرن را. خداوندان زمین را...

بت‌هایی را که دیگر مجسمه‌های ساده وگنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند...





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، دکتر شریعتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1392/03/30 :: نویسنده : Milad 1994



دکتر شریعتی برای نسل‌هایی که او را ندیده اند، پدیده ای است پر از تناقض و ابهام! برخی با تک جمله‌های وی احساس آرامش می‌کنند و برخی با بعضی از ادعاهای وی در کتاب‌هایش به هم می‌ریزند. کسی که خود معترف است، بین دو افراط گیر افتاده است. در ایران او را مخالف شیعه می‌نامند و در عربستان وی را به غالی‌گری متهم می‌کنند و خود سرانجام به این شعر استناد می‌کند که:

نه در مسجد گذارندم که رندی                 نه در میخانه کاین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است            غریبم سائلم آن ره کدام است

شریعتی که در خانواده ای مذهبی رشد کرده است، می‌کوشد هم روشنفکری مذهبی باشد و هم تلاش می‌‌کند در دوره ای که دوره ایدئولوژی‌های چپ و راست و مبارزه با استبداد با الهام از مکتب و ایدئولوژی است، اسلام را یک ایدئولوژی مبارزه تعریف کند.

هم در این دوره است که برخی ‌اعضای مجاهدین خلق به دلیل اینکه معتقدند اسلام ایدئولوژی مبارزه نیست، ناشی از این تفسیر و القائات بیرونی، مارکسیست می‌شوند و اسلام را در عمل کنار می‌گذارند.

علی شریعتی ناشی از همین دو ویژگی، یعنی تلاش برای روشنفکر بودن و مبارز بودن، به برخی از مفاهیم یا شاید تابوهای اسلامی یورش می‌برد و تفسیرهای جدیدی از آنان ارائه می‌دهد؛ تفسیر‌هایی که برخی از لایه‌های روحانیت را علیه او بر‌می‌انگیزاند؛ احساساتی که تا پس از انقلاب هم علیه او ادامه می‌یابد و تازه در سال‌های اخیر است که فضایی منصفانه برای صحبت و نقد شریعتی فراهم می‌شود.

شریعتی برای این دو هدف کتاب نوشت. سخنرانی و وعظ و خطابه خواند. فرضیه‌هایی را در کتاب‌هایش و ادعاهایی را در سخنانش بیان نمود‌ که برخی در همان زمان درستی و نادرستی آن مشخص بود و برخی هم گذران زمان صدق و کذب آن را نشان داد.

شریعتی به رغم همه این مطالب، محبوبیت داشته و دارد. مطالبش دل جوانان را می‌رباید. جدا از ادعاها و مطالبش، دل‌نوشته‌ها و درون نوشت‌های وی به ویژه در کتاب کویر، روح یک انسان دردمند و دغدغه دار را نشان می‌دهد که می‌کوشد تغییری در خودش، در جامعه‌اش، در تفکرش و... ایجاد کند. خیلی راحت از روحیه خود و موانع سخن می‌گوید و بسیار صادق و بی پیرایه مخاطب را در جریان احوالات درونی خود می‌گذارد. فراز و فرودهای فکری و عاطفی اش مستقیم‌ برای مخاطبش فراز و فرود ایجاد می‌کند.

احساسات‌ و آرمان‌هایش پس از گذشت سالها دانشجویان را سیراب می‌کند و گاهی بر روحانیت نقد وارد می‌کند و گاه تحویلشان می‌گیرد. گاه عصیان می‌کند و گاه آرام است.
شریعتی فارغ از صدق و کذب گفته‌ها و نوشته‌هایش، برای دوستدارانش قطعا بدون دینداری شناخته نیست؛ بدون روشنفکری شناخته نیست؛ بدون واژه‌های سازی شناخته نیست؛ شریعتی شاید همه اینها باشد و همه اینها شریعتی نباشد. دکتر علی شریعتی، دکتر علی شریعتی است.

منبع :تابناک




ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، دکتر شریعتی، همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :