همه چیز،هیچ چیز
وبلاگ شخصی ,علمی ,سرگرمی ,تکنولوژی ,اجتماعی و ...
                                                        
درباره وبلاگ

با سلام
امیدوارم مطالب "همه چیز , هیچ چیز"جالب باشد
مطالب این وبلاگ از سایت ها و وبلاگ های گوناگونی بنابه شرایط زمانی و ...گردآوری شده اند البته شاید با کمی تغییر و ویراستاری واضافات.


خلاصه کلام خوشحال میشم اگه نظر هم بدید یعنی خوب نظر هم بدین دیگه باشه !؟!

......... باتشکر از شما "دوست گرامی" ..........
مدیر وبلاگ : Milad 1994
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


پنجشنبه 1392/03/9 :: نویسنده : Milad 1994

«دوران دانشجویی یعنی دوران کسب تجربه. اینکه در هر جایی سرک بکشیم و دست به هر کاری بزنیم. تجربیات دوران تحصیل در دانشگاه چه با موفقیت به پایان برسد چه شکست، شیرینی خاص خودش را دارد. دوران دانشجویی آن‌قدر سایه سنگینی دارد که در این زمان هر کاری زیر سایه این صفت قرار می‌گیرد. مانند لباس دانشجویی، غذای دانشجویی، کار دانشجویی، دوست دوران دانشگاه و ... .»

به نظر شما دانشجویان چگونه در دوران دانشجویی پول در می آورند؟
در زیر به چند نمونه  اشاره میکنیم ...

استادان کارفرما

یکی از کارهایی که برخی از دانشجویان در زمان تحصیلشان می‌توانند آن را تجربه کنند، کمک به پروژه‌های پژوهشی استادان است. این کار پول چندانی ندارد و اگر کارفرما پولشان را هم ندهد نمی‌توانند اعتراضی کنند چون در پایان ترم به جواب اعتراضشان رسیدگی می‌شود! البته اگر هم پول زحماتشان را از این کار بگیرند نباید منتظر باشند نامی از آنها در این پروژه برده شود.

شبکه‌های هرمی

یکی از اصلی‌ترین مخاطبان شبکه‌های هرمی دانشجویان هستند. زمانی که نخستین بار این شیوه پول درآوردن در ایران باب شد و هنوز جرم محسوب نمی‌شد کلاس‌های یکی از دانشگاه‌های مهم کشور به خاطر فعالیت در این شبکه‌های هرمی یکی پس از دیگری تعطیل می‌شد و دانشجویان نخبه به جای درس خواندن به دنبال آن بودند که از هوش خود برای کلاه گذاشتن بر سر دوستانشان استفاده کنند. این کار سوای پول بادآورده، دانشجویان را از درس و دانشگاه فراری داده بود. تا چند وقت پیش نیز خانه‌های دانشجویی یکی از مکان‌های اصلی برای معرفی کار هرمی به افراد تازه‌کار بود. 
وقتی این رو میخوندم خودم تعجب کردم...

بازاریابی

بازاریابی در هر زمینه‌ای چه مسکن و چه فروش اقلام گوناگون به دلیل آنکه زمان و مکان ندارد بیشتر مخاطبانش را دانشجویان و یا فارغ‌التحصیلان به دنبال کار تشکیل می‌دهند. این کار نیاز به حضور ندارد و شاغلان در آن به صورت پورسانتی حقوق می‌گیرند.

تدریس در کلاس کنکور

آن زمان‌ها که کنکور هنوز شاخش شکسته نشده بود، بیشتر دانشجویانی که رتبه‌های خوب کنکور را کسب کرده بودند جذب موسسات کنکور می‌شدند و چند سال بعد هم یک کتاب تست می‌نوشتند و یا مشاوره تحصیلی می‌دادند. کار خوب و پردرآمدی بود. البته همه دانشجویان هم به کلاس‌های کنکور نمی‌روند. تدریس خصوصی در همه مقاطع تحصیلی از کارهای پرطرفدار زمان دانشجویی است.

پرسشگران دانشجو

دیده‌اید برخی از جوانان در حاشیه نمایشگاه و یا همایشی ایستاده‌اند و سوالاتی از شما می‌پرسند. حالا هم که نزدیک انتخاباتیم حتی در کوچه و بازار ممکن است این آمارگیرها به سراغتان آمده باشند. آمارگیری هم یک کار دانشجویی است که درآمد اندک اما پرزحمتی دارد.

پخش کارت

البته پخش کردن کارت و بروشور کار دانشجویی نیست اما به دلیل آنکه زمان در آن نقش ندارد برخی از دانشجویان بدشان نمی‌آید در محل‌های دور از تحصیلشان این کار را انجام دهند. پولش بد نیست اما اگر خدای نکرده یکی از این برگه‌ها را به دست همکلاسی یا استادان بدهید نباید چند روزی در دانشگاه آفتابی شوید.

دست‌فروشی

این کار را به سختی می‌توان کار دانشجویی دانست اما آن گروه از دانشجویانی که از حمایت مالی خانواده بی‌بهره‌اند و باید پول خوابگاه، کتاب و غذای خود را دربیاورند دست‌فروشی هم می‌کنند. کم نیستند مهندسان و پزشکان و ... که در رزومه کاری‌شان خاطره‌ای از بساط کردن در گوشه خیابان دارند.

پایان‌نامه نویسی

برخی از دانشجویان علاقه‌مند به پایان‌نامه نویسی برای آن بخش از دانشجویان که پول پدر دارند و تنبل و درس‌نخوان هم تشریف دارند پایان‌نامه می‌نویسند تا هرچه زودتر نظام دانشگاهی از دست این گروه از دانشجویان که تنها مدرک تحصیلی می‌خواهند راحت شود. این کار پول خوبی هم دارد.

کارهای تخصصی نیمه‌وقت

کارآموزی کردن در رشته‌های تحصیلی یکی از شانس‌هایی است که نصیب هر دانشجویی نمی‌شود. کمتر کارفرمایی هست که راضی شود کار نیمه‌وقتی به دانشجو برای کسب تجربه بدهد. این نوع شرکت‌ها بیشتر به دنبال فارغ‌التحصیلانی هستند که به صورت کارآموز و تمام‌وقت به کار بپردازند.

خبرنگاری

کار روزنامه‌ و خبر در رزومه کار بیشتر دانشجویان وجود دارد. بسیاری از دانشجویان رشته‌های علوم انسانی و ریاضی یک بار هم که شده تجربه کار در یک تحریریه را دارند اما کمتر دانشجویی به جز دانشجویان رشته ارتباطات این تجربه را ادامه داده‌اند.

کافی‌شاپ

بسیاری از دانشجویان مشتری کافی‌شاپ هستند و برخی نیز در آن کار می‌کنند. این کار از آن‌ دست کارهای دو سر برد است. هم تمام وقتت را در جایی می‌گذرانی که بیشتر دانشجویان با صرف هزینه در آنجا وقت‌گذرانی می‌کنند و هم پول می‌گیری. حقوق این کار چندان نیست اما پرطرفدار است.

نگهبان شیفت شب!

گمان نکنید این کار پیرمردها است؛ نه. آمار دانشجویان غیر تهرانی که شب‌ها در یکی از این دکه‌های نگهبانی می‌خوابند کم نیست.

همه این دانشجویان که در بالا توصیف شدند، حقشان است که در آینده مدیر، وکیل و ... شوند. بسیاری از دانشجویان ترجیح می‌دهند ایام تحصیل به سرعت واحدهایشان را پاس کنند و به قول معروف پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کنند و برایشان فرقی نمی‌کند هنوز دستشان در جیب پدرشان باشد اما برخی دیگر دوست دارند این دوران را با پول خودشان به پایان ببرند و برای این استقلال مالی دست به هر کاری می‌زنند. کارهایی که خاطرات شیرین دوران دانشجویی‌شان را شکل می‌دهد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1392/03/9 :: نویسنده : Milad 1994
اگر چیزی قطعی باشد اینست که من خودم مارکسیست نیستم. (گفته مارکس به نقل از انگلس1882)
ژولیده فقیری که در فکر تغییر جهان بود
کارل مارکس در ذهن این روزهای ما ژولیده‌مردی است با موها و ریش‌های بلند که کت و شلوار کهنه‌ای بر تن دارد، روی صندلی نشسته و دست راستش را روی سینه زیر کتش فرو برده است. اسمش را زیاد شنیده‌ایم اما از او کم خوانده‌ایم. مباحثه و مجادله موافقان و مخالفان سرسختش را دیده‌ایم و تاریخ نظام‌هایی را مرور کرده‌ایم که داعیه پیروی از او داشتند و به فروپاشی و انحطاط یا مثل خود او فقر و کم‌رشدی اقتصادی رسیده‌اند. مارکس یکی از بزرگ‌ترین متفکران علوم اجتماعی، مردی که به فکر تغییر دنیا و بهبود شرایط کارگران بود اما در اداره خانواده خودش عاجز ماند؛ کار درآمدزایی نداشت و نوشته‌هایش یا چاپ نمی‌شد یا اگر مقاله‌هایش پراکنده در روزنامه‌ها منتشر می‌شد پول چندانی عایدش نمی‌شد؛ اگر کمک‌های مالی انگلس نبود شاید به همان 65سالگی هم نمی‌رسید. اما او در فکر اتحاد پرولتاریا علیه بورژوا بود. به فکر تغییر جهان به جای تفسیر جهان بود. منتقد سرسخت سرمایه‌داری و نظریه‌پرداز ارزش کار بود. اما کسی که از محاسبه و تعیین درآمد و هزینه  خانواده‌اش عاجز بود چگونه با تئوری‌های اقتصاد کلاسیک مخالفت می‌کرد؟ کسی که سه فرزندش در یک و چهار سالگی بر اثر فقر مردند به دنبال تغییر کدام جهان بود؟ آیا این فیلسوف،  جامعه‌شناس، تاریخدان و اقتصاددان نمی‌دانست باید برای آیندگان چهره موفق‌تری از خود برجای بگذارد؟ آیا خود مارکس نیازمند انقلاب پرولتاریای درونش علیه بورژوای درونش نبود؟
کودکی و جوانی مارکس
کارل هاینریش مارکس متولد پنجم ماه می سال 1818 و یکی از 9 فرزند هاینریش و هنریتا مارکس بود که در تریر واقع در پروس به دنیا آمد. پدرش وکیل موفقی بود که به کانت و ولتر علاقه داشت و یک فعال پرشور برای اصلاح پروس بود. با اینکه والدین پدر کارل یهودی و اجدادش خاخام بودند، او در سن 35سالگی در سال 1816 به مسیحیت گروید. احتمالاً این انتخاب یک امتیاز حرفه‌ای در پاسخ به قانون سال 1815 بود که یهودیان را از رسیدن به مدارج بالای جامعه منع می‌کرد. با اینکه کاتولیک مذهب غالب شهر تریر بود او برای غسل تعمید کلیسای لوتران را انتخاب کرد چرا که پروتستانیسم را با آزادی روشنفکری برابر می‌دانست. «کارل در شش‌سالگی با بقیه بچه‌ها غسل تعمید داده شد اما مادرش تا سال 1825 صبر کرد؛ زمانی که شوهرش درگذشت.»
تحصیلات
مارکس دانش‌آموز متوسطی بود. او تا سن 12سالگی در خانه درس خواند و به مدت پنج سال از 1830 تا 1835 در دبیرستان یسوعیون به نام فردریش ویلهلم در تریر تحصیل کرد. مدیر مدرسه از دوستان پدر مارکس و فردی لیبرال، پیرو کانت و مورد احترام مردم منطقه رود راین بود اما مظنون به استفاده از زور بود. این دبیرستان تا سال 1832 که تخریب شد پابرجا بود.
مارکس در جوانی
در اکتبر 1835 مارکس وارد دانشگاه بن شد. دانشگاه بن فرهنگ سرزنده و سرکشی داشت و مارکس با شوق زندگی دانشجویی خود را گذراند. در دو ترمی که در این دانشگاه بود برای مستی و برهم زدن آرامش، بالا آوردن بدهی و شرکت در یک دوئل بازداشت شد. در پایان سال پدرش اصرار کرد که او در دانشگاه جدی‌تری مثل برلین ثبت‌نام کند. مارکس در برلین حقوق و فلسفه خواند و به فلسفه هگل علاقه‌مند شد. هگل تا زمان مرگش یعنی 1831 در دانشگاه برلین به تدریس مشغول بود. مارکس در ابتدا علاقه‌ای به هگل نداشت اما به سرعت جذب هگلی‌های جوان شد که یک گروه از دانشجویان رادیکال مثل برونو بائر و لودویگ فوئرباخ بود. این گروه از ساختارهای سیاسی و مذهبی آن روز انتقاد می‌کرد. در سال 1836 و در حین تشدید علاقه‌مندی‌اش به سیاست،  مارکس مخفیانه با «جوآنا برتا جولی جنی فن وستفالن» دختری از یک خانواده محترم در تریر نامزد کرد که چهار سال از خودش بزرگ‌تر بود. این کارش در کنار تشدید رادیکالیسم مارکس باعث خشم پدرش شد. پدر کارل در یکسری نامه ‌نگرانی‌های خودش را در مورد آنچه به عنوان اهریمنان کارل می‌دید به او ابراز کرد. پدر کارل همچنین او را به دلیل جدی نگرفتن مسوولیت‌های ازدواج به ویژه در مورد همسری که از طبقه اجتماعی بالاتر بود پند می‌داد. مارکس عقب ننشست. او دکترایش را از دانشگاه جنا در سال 1841 دریافت کرد اما سیاست رادیکال او مانع از این شد که بتواند به تدریس بپردازد. 
مارکس کارش را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد و در سال 1842 سردبیر روزنامه لیبرال Rheinische Zeitung در کلن شد. تنها یک سال بعد در تاریخ اول آوریل 1843 دولت دستور به توقیف روزنامه داد. مارکس هجدهم مارس استعفا داد و سرانجام سه ماه بعد در ماه ژوئن با جنی فن وستفالن ازدواج کرد و در ماه اکتبر به پاریس رفت.
بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب


نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 "خدایا مرا با آبرو بمیران" ، این جمله سوزناکی است که عزت الله انتظامی در پایان نامه اش که روز جمعه ۲۷ اردیبهشت ۹۲ خطاب به مردم ایران نوشته ، آورده است ؛ او در ۸۹ سالگی ، تنها دو آرزو دارد: راه اندازی بنیاد فرهنگی-هنری انتظامی و مرگ با آبرو.
 
انتظامی از مدت ها پیش در صدد راه اندازی بنیاد فرهنگی و هنری است تا یادگاری از او در سال های پس از درگذشتش باشد. هم از این روست که در این سنین کهنسالی ، تمام همّ و غمّ خود را مصروف راه اندازی بنیادش کرده است و برای نیل به مقصود ، علاوه بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، حتی از ریاست جمهوری نیز مدد جسته است. اما گویا برای مقامات ارشد ریاست جمهوری ، نه عزت الله انتظامی مهم است و نه بنیادی که می خواهد بنا کند. ماجرای شنبه هفته گذشته نشان داد که برای آنها ، سوء استفاده از یک "برند هنری" ، مهم تر از همه چیز است.
 
خلاصه ماجرا از این قرار است که روز شنبه از ریاست جمهوری به عزت الله انتظامی زنگ می زنند که برای پیگری کارهای بنیادت آماده شو ، ماشین می آید دنبالت.
اما به جای امور بنیاد ، او را به ستاد انتخابات می برند و انتظامی که در آنجا متوجه می شود ، وارد سالن اصلی نمی شود و در سالنی بیرون از سالن ثبت نام ، بر روی صندلی می نشیند که ناگهان می بیند احمدی نژاد و مشایی به سمتش می آیند و در سمت راست و چپش می نشینند و بعد از گرفتن چند عکس ، او را تنها می گذارند و سپس جوانی به سمتش می آید و می گوید: کارهای بنیاد بماند برای بعد.
 
 
انتظامی
 
نگاهی به تصاویر روز ثبت نام نیز بر روایت انتظامی صحه می گذارند: او در هیچ کدام از صحنه های مربوط به ثبت نام حضور ندارد و در عکس هایی هم که از او و مشایی و احمدی نژاد مشترکاً گرفته شده است ، بسیار غمگین و سرخورده به نظر می رسد.
این در حالی است که اگر انتظامی برای حمایت از مشایی به ستاد انتخابات رفته بود ، قاعدتاً باید در سالن ثبت نام و هنگام گرفتن عکس های تبلیغاتی از صحنه های ثبت نام و سخنرانی احمدی نژاد برای مشایی حاضر می شد نه این که در بیرون از آنجا و با چهره ای افسرده و سری پایین بر روی صندلی خارج از سالن. همچنین باید کلامی درباره کاندیدای مورد علاقه اش مطرح می کرد تا تیتر روزنامه های حامیان دولت باشد ولی چنین هم نشد.
 
ثبت نام مشایی
 
روزی که احمدی نژاد ، مشایی را برای ثبت نام به وزارت کشور برد و سپس عکس های عزت الله انتظامی در همراهی آنان منتشر شد ، خیلی ها متعجب شدند که چرا شخصی به وزانت و اعتبار انتظامی خود را خرج سیاسی بازی احمدی نژاد و مشایی کرده است و ای بسا بسیاری از نگاه ها نیز درباره وی دگرگون شد ولی دردنامه انتظامی نشان داد که ماجرا چه بوده است.
 
این سوء استفاده تاریخی و شرم آور ، نشانه ای از برخی واقعیت هاست:
 
۱ - رئیس جمهوری که باید حافظ حیثیت مردم باشد ، کاری می کند که فغان یک هنرمند ۸۹ ساله به آسمان می رود که خدایا مرا با آبرو بمیران.
وقتی با یک هنرمند نامدار چنین می کنند ، خداوند به داد مردم عادی برسد.
 
۲ - برای برخی ، رسیدن به هدف های مادی ، آنقدر مهم است که حاضرند برایش هر کاری ، حتی زشت و غیراخلاقی هم که باشد انجام دهند. این کار می تواند حتی سوء استفاده از یک پیرمرد ۸۹ ساله هم باشد.
 
۳ - برغم بزرگنمایی هایی که می کنند ، خودشان هم می دانند که مشایی رأی ندارد و به همین دلیل از هر امکانی برای نجات کاندیدای دولت استفاده می کنند: از حضور تبلیغی احمدی نژاد در ستاد انتخابات تا فریب عزت الله انتظامی با عنوان ثبت بنیاد فرهنگی اش.
خارج از مسائل سیاسی ، واقعاً چقدر زشت است که یک پیرمرد ۸۹ ساله را با وعده پیگیری طرح فرهنگی اش ، از خانه بیرون بکشند و او هم کلی مدارک مربوط به بنیادش را با خود بیاورد و بعد با او چند عکس تبلیغی بگیرند و بروند.
 
۴ - برخی آنقدر کوته اندیش هستند که فکر نمی کنند با روشن شدن واقعیت ، کار به اصطلاح تبلیغی شان به ضد تبلیغ برای خودشان تبدیل می شود.
آنها در مملکت داری هم اینگونه دوراندیش هستند! و اوضاع کنونی کشور، محصول این افراد با تدبیر(!) است.
 
۵ - و بدتر از اصل ماجرا این که رسانه های دولتی ، ابتدا اصل نامه انتظامی را جعلی می خوانند و یادشان می رود که نویسنده نامه حی و حاضر است و سپس دولتی ها در اطلاعیه ای راجع به نامه ،به جای عرض شرمساری و عذرخواهی به عزت الله انتظامی نیش و کنایه می زنند که "شرایط کنونی ایشان برای ما قابل درک است" و لذا احترامشان را نگه می داریم.
 
به راستی رئیس جمهور شدن واقعاً چقدر می ارزد؟!


به نقل از عصر ایران



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 1392/02/23 :: نویسنده : Milad 1994

۱- شما ساخته شده اید که فقط یک انسان باشید، انسانی که خودتان تصمیم گرفته اید باشید.

۲- کارهای خوب انجام دهید و احساس خوبی داشته باشید، کارهای بد انجام دهید و احساس بدی داشته باشید، این قانون ساده زندگی است.

۳- شما همانی هستید که امروز انجام می دهید نه آنی که تصمیم دارید فردا انجام دهید.

۴- همه ما تصمیم می گیریم اما در نهایت تصمیم ها ما را می سازند.

۵- آنچه می تواند تغییرات اساسی ایجاد کند کاری نیست که شما گاهی انجام می دهید، بلکه کارهایی که طبق برنامه انجام می دهید و قانون دارند می توانند تغییر ایجاد کنند.

۶- با خودتان صادق باشید، هرگز خودتان را به خاطر کارهایی که انجام داده اید و احساس خوبی به آنها داشته اید سرزنش نکنید.

۷- کاری را که اطمینان دارید درست است انجام دهید.

۸- تا زمانی که از خودتان راضی نباشید هیچ مقدار پولی نمی تواند شما را خوشحال کند.

۹- اگر در قلبتان احساس آرامش می کنید مطمئن باشید که کار درستی انجام داده اید.

۱۰- نگران نباشید که دیگران فکر می کنند اهداف شما رویایی و غیرمنطقی به نظر می رسند. بیشتر اوقات ایده های رویایی همان هایی هستند که جهانی را به شگفتی وامی دارند.

۱۱- اگر مانند دیگران فکر می کنید درواقع خودتان هیچ فکری نمی کنید.

۱۲- خودتان، خودتان را کنترل کنید در غیر این صورت فرد دیگری شما را کنترل می کند.

۱۳- گاهی اوقات ایستادن در برابر دوستان به اندازه ایستادن در برابر دشمنان دشوار می شود.

۱۴- ناراحت ترین افراد جهان کسانی هستند که دایم نگرانند دیگران چه فکری در موردشان می کنند.

۱۵- زمانی که کسی از شما انتقادهای غیرواقعی کرده یا سرنوشت بدی را برای شما پیش بینی می کند، در مورد شما صحبت نمی کند بلکه درون خودش را برای شما آشکار کرده است.

۱۶- اگر فقط به فکر سود و زیان خودتان نباشید دنیایی از فرصت های بی نظیر به دست می آورید.

۱۷- تاکنون هیچ انسانی با توانایی ها و ویژگی های شما در دنیا وجود نداشته، پس به خودتان ببالید که منحصر به فرد هستید و سعی کنید اثر خوبی از خودتان برجای بگذارید.

۱۸- انسان مهربان و دوست داشتنی در دنیایی خوب و دوست داشتنی زندگی می کند و انسان بدبخت که از دیگران متنفر است در دنیایی بد و تنفرآمیز به سر می برد. دنیای اطراف شما نمایانگر خود شما است.

۱۹- نگرانی موجب می شود کوچکترین اشیا، بزرگترین سایه ها را داشته باشند.

۲۰- در ذهنتان بر چیزهایی که دوست دارید تمرکز کنید نه بر چیزهایی که از آنها وحشت دارید، این کار رویاها را برایتان واقعی می کند.

۲۱- نگران شکست ها و ناکامی ها نباشید بلکه نگران فرصت های خوبی باشید که حتی آنها را امتحان نکرده اید.

۲۲- بهانه نیاوردن بهتر از بهانه بد آوردن است.

۲۳- برای به دست آوردن چیزی که تا به حال نداشته اید باید کارهایی را انجام دهید کهتا به حال انجام نداده اید.

۲۴- مشکلات ما دوستان ما هستند البته در صورتی که ما را قوی تر کنند.

۲۵- هر کسی می توانداز مشکلات فرار کند، این ساده ترین واکنش است اما مواجه شدن با مشکلات شجاعت است و فرد را قوی تر می کند.

۲۶- یکی از بزرگترین نعمت هایی که داریم این است که نمی دانیم در آینده چه اتفاقی برایمان می افتد.

۲۷- نگران مسائلی که کنترلی بر آنها ندارید، نباشید.

۲۸- لذت ها و خوشحالی های زودگذر ارزش دردهای طولانی مدت را ندارند.

۲۹- شاید صبر کردن گاهی اوقات تلخ باشد اما میوه آن شیرین خواهد بود.

۳۰- هر چه کمتر انتظار داشته باشید بیشتر از زندگی لذت می برید.

۳۱- آنچه برای شما بی ارزش است برای دیگری رویای بزرگی است.

۳۲- کاری که می کنید، جایی که می رویدت وانسانی که هستیدنمی تواند شما را خوشحال کند، اینکه زندگی را چگونه می بینید شما را خوشحال می کند.

۳۳- انسان ها فقط چیزهایی را می بینند که خودشان دوست دارندببینند.

۳۴- اگر بیش از حد برای ارزشیابی خودو دیگران وقت بگذارید هرگز نمی توانید خودتان یا دیگران را دوست داشته باشید.

۳۵- دنیا را از شیشه جلو ببینید نه از آینه های کناری.

۳۶- انتخاب اینکه چه زمانی و چگونه بمیرید با شما نیست اما انتخاب چگونه گذران زمان باقی مانده تا مرگ با شما است.

۳۷- پشیمانی ها را کنار بگذارید، آنها فقط بهانه های افراد شکست خورده هستند، هنوز فرصت های زیادی روبروی شما است.

۳۸- جمله شما چیست؟ چه جمله ای به شما کمک می کند تا ذهنتان را از افکار آزاردهنده ای که شما را به عقب می کشاند، رها کنید؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 1392/02/11 :: نویسنده : Milad 1994

11اردیبهشت ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر بر تمامی مادران عزیز مبارک باد.

بیستم جمادی الثانی هر سال، روزی پر از خاطره و معنویت است؛ خاطراتی شیرین از مادران مهربان،فرزندان با محبت و همسران با وفا ؛ این روز به یُمن ِ زاد روز بانوی نمونه اسلام، فاطمه زهرا ( سلام الله علیها) ، روز مادر نام گرفته است ؛ بانویی كه گل سرسبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی كه پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام (ص) به او لقب " اُم ابیها "  داده است،یعنی زنی كه برای پدرش همچون مادر بود.

زندگی و سیره ی حضرت زهرا( س) به قدری آموزنده و جذاب است كه هر زن آزاده ای در جهان او را چونان قدیسه ای تحسین می كند؛ زنی كه تولدش از دامن خدیجه كبری ، همسر پیامبر گرامی اسلام (ص) و در كانون نخستین خانواده اسلامی با نغمه های آسمانی و تسبیح قدسیان همراه شد و شب میلادش را عرشیان به بانگ تكبیر و تسبیح جشن گرفتند و خداوند لقب كوثر به او عطا كرد؛ زیرا وی سرچشمه ی تمام خوبی های جهان است.

و چه زیبا تولد این بانوی گرانقدر به ابتكار بنیانگذار جمهوری اسلامی– امام خمینی (ره) – روز زن و روز مادر نام گرفت؛"اگر روزی باید روز زن یا روز مادر باشد،چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛زنی كه افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارك اسلام عزیز می درخشد."

روز مادر در كشورهای مسیحی

یك خانم امریكایی به نام آناجارویس (Anna Jarvis ) پس از مرگ مادرش ، در هشتم ماه مه 1905 به این فكر افتاد كه از تمامی مادران در زمانی كه در قید حیات هستند ، قدردانی شود. به همین دلیل تمام تلاش خود را بر این گذاشت كه روزی از سال به مادران اختصاص داده شود. او در آغاز از كشیش منطقه شان خواست كه موعظه ای در زمینه نقش مادر در جامعه ایراد كند. سپس نامه هایی به مردان روحانی ، سیاسی و با نفوذ فرستاد . پس از آن با خرید یك آژانس تبلیغاتی ، پیغام خود را با مضمون " اختصاص دادن روزی برای ارج نهادن به مادران ، آنان را جاویدان می سازد " به گوش مردم رساند و سرانجام در سال 1907 روز یكشنبه ، دوم ماه مه – زمان مرگ مادر آنا جارویس – روز مادر نامیده شد.

پس از تلاش موفقیت آمیز جارویس،با به پایان رسیدن جنگ جهانی اول،روز مادر به كشورهای اروپایی نیز راه یافت. در سال 1917 روز مادر در سوئیس رایج شد و سپس به اتریش و جزایر اسكاندیناوی رسید. در آلمان برای اولین بار در سال 1922 روز مادر را جشن گرفتند. اما در زمان ناسیونالیست ها  روز مادر در این كشور دچار انحراف شد؛ زیرا آنان بر پایه این ایدئولوژی كه مادر ضامن دوام ِ نژاد آریایی است، روز مادر را جشن می گرفتند.

سمبل روز مادر برای مادری كه در قید حیات است یك شاخه میخك قرمز و برای مادری كه از دنیا رفته ، یك شاخه میخك سفید است.آنا جارویس با ارائه این طرح ، بردن گل برای مادران را در روز مادر رواج  داد.

آنا جارویس،بانی روز مادر در كل جهان مسیحیت – زنی كه خود هیچ گاه مادر نشد- در سال 1948 در خانه سالمندان فیلادلفیا بدرود حیات گفت. جالب است بدانید كه تمام هزینه های نگهداری و اقامت او در خانه سالمندان را تاجران گل – افرادی كه بیشترین سود را از روز مادر می بردند- متقبل شدند.

روز مادر در میان ملل دیگر

فرزندانی كه نمی توانند در روز مادر در كنار مادر خود باشند، اغلب با یك تلفن،ارسال كارت، فرستادن گل یا هدیه،عشق و محبت خود را در روز مادر ابراز می كنند؛ و افرادی كه در این روز لذت بودن در كنار مادر را تجربه می كنند، با كمك در انجام كارهای خانه ، تهیه غذایی ویژه و گذراندن روز خود با مادرشان از محبت های او  در روز مادر قدردانی می كنند.

كشورهایی چون تركیه ، دانمارك ، فنلاند ، ایتالیا ، استرالیا و بلژیك روز مادر را در دومین یكشنبه ماه مه جشن می گیرند.در نروژ دومین یكشنبه ماه فوریه و در سوئد و فرانسه نیز آخرین یكشنبه ماه مه ، روز مادر، جشن گرفته می شود. مردم فرانسه روز مادر را همچون جشن تولد برگزار می كنند. تمام خانواده دور هم جمع می شوند و با یك وعده غذای ویژه و كیك ، روز مادر را جشن می گیرند. بعضی از كشورها روز مادر را در فصل بهار برگزار می كنند.

در لبنان در اولین روز بهار و در ژاپن دومین یكشنبه ماه مه با برگزاری نمایشگاه نقاشی از مادران تجلیل می شود. كودكان شش تا چهارده سال با كشیدن نقاشی درباره مادرانشان از آنها در روز مادر قدردانی می كنند.هر چهار سال یك بار نیز نقاشی های برگزیده در نمایشگاهی به نام " مادر من" به نمایش گذاشته می شود.

تاریخچه روز مادر در یونان به گذشته خیلی دور بر می گردد. 25 سال قبل از ظهور عیسی مسیح (ع) ، الهه های یونانی وجود داشتند كه برای آنها نوعی جشن مادر برگزار می شد.

مردم هنگ كنگ ، پاكستان ، قطر ، عربستان سعودی و امارات متحده ی عربی روز مادر را در ماه مه جشن می گیرند. مردم این كشورها كه عموماً مسلمان اند،در روز مادر به دیدن مادران خود می روند و با در دست داشتن هدایایی چون گل، كیك، اشیای زینتی و قیمتی از ایشان قدردانی می كنند.

در آرژانتین و هندوستان مراسم روز مادر در ماه اكتبر برگزار می شود. مردم آرژانتین در دومین یكشنبه این ماه از مادران قدردانی می كنند؛ اما هندوها ده روز را برای روز مادر جشن می گیرند. این فستیوال بر اساس نام دورگا پوجا (Durga Puja) –زن و مادر قدیسه هندو – " دورگا "  نامگذاری شده است. بنا بر افسانه ای ، این مادر الهی ده دست دارد و در هر دست اسلحه ای برای از بین بردن اهریمن ( شیطان ).

روز مادر و تاریخ روز مادر

در پرتقال و اسپانیا روز مادر ارتباط نزدیكی با كلیسا دارد. در هشتم دسامبر، این مردم نه تنها از مادران قدردانی می كنند ، بلكه مراسم شكر گذاری برای مریم مقدس،مادر حضرت عیسی (ع) را نیز به جا می آورند.

عده ای از مردم یوگسلاوی سابق هم در ماه  دسامبر یك روز را  به نام " ماتریس " جشن می گرفتند. دو هفته بعد از كریسمس دختران و پسران جوان در سكوت و آرامش كامل دست و پای مادر خود را در حالی كه خواب بود، می بستند و مادر زمانی كه بیدار می شد با دادن هدایای كوچكی كه در زیر بالش خود مخفی كرده بود خود را آزاد می كرد.

اگر چه هر كشوری با فرهنگ خاص خود برای انتخاب روز مادر سمبل و دلیلی دارد. اما آنچه اهمیت دارد قدردانی و تشكر از مقام مادر است؛ و این مراسم بهانه ای است تا توجه بیشتری به مادران داشته باشیم و به آنها ثابت كنیم كه چقدر دوستشان داریم..../ 

وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و
دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت
عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم.

«مادر عزیزم روزت مبارک»



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 1392/02/9 :: نویسنده : Milad 1994

در مورد دجال آخرالزمان داستانهای بسیاری نقل شده که بعضی ساختگی و بعضی دارای سند معتبر هستند که  برخی از آنها در برای شما شرح داده میشود.

لازم به ذكر است برخی موارد صد در صد قابل تائید نیست و فقط منابع داشته است .

ابوبکر اسکافی در کتاب فوائد الأخبار از جابر بن عبدالله نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمودند:
کسی که ( خروج ) دجال را تکذیب کند کافر شده و کسی که مهدی علیه السلام را تکذیب کند کافر شده است

حدیث بالا و احادیث دیگر نشان دهنده این موضوع است که به احتمال بسیار دجال یک شخص و از جنس مذکر است نه تفکر و ایده و کشور یا قدرت و ثروت و دجال موعود با دجال ها و دروغگو هائی که در برخی احادیث به تکثر آنها تا شصت نفر اشاره شده است فرق دارد.

الله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

از جمع داستان ها و احادیث مختلف فارغ از راست یا ساختگی بودن آنها دجال دارای حالات زیر است:

ناقص ، کور و یک چشمی است و ‏از اصل خلقت یک چشم ندارد به طورى که ‏گودى حدقه‏اش نیست و ادعای خدائی میکند در صورتیکه در خدا نقص و عیب وجود ندارد.

چشم چپش در وسط پیشانی او قرار دارد ( لوچ هم هست )    /    از قوم یهود است   /     مردی چاق و سرخ روی است ( در برخی منابع ذکر شده است که لحاظ بزرگی هیکل هیچ انسانی از ابتدای خلقت مانند او وجود نداشته است )   / موهایش مجعد است    /   پایش لنگ است/          دارای قدرتهای فوق بشری و جادوئی است به نحوی که تصور میشود مرده را زنده میکند و در قحطی مردم را طعام میدهد    / هفتاد هزار یهودی ، زنا زاده ، خواننده ، نوازنده ، بادیه نشین و زنان بدکاره از او پیروی می کنند به هرخرابه ای برسد می گوید گنج هایت را آشکار کن پس آنچه گنج دارد آشکارمی شود./  طول حکومتش چهل روز است و در این مدت همه را به کفر و شرک سوق می دهد

برای نجات از شرش حفظ نمودن سوره کهف قبل از خروجش و در صورت رویت وی خواندن سوره حمد و خانه نشینی و توکل بر خدا توصیه شده است. / بر همه جا وارد میشود بجز مکه و مدینه


و اما مشروح روایات و اسناد :

دجّال با یک چشمش میبیند ، قامتى دراز و چشمانى زاغ دارد که از آنها آب مى ریزد، صورتش آبله رو است و دهانش بوى بد مى دهد، دندانهایش درشت است و ناخنهایش خمیده، پوست بدنش آبله دار و بى مو، در سرش نشانه شکستگى دارد، گردنش دراز، اخلاقش زشت و انگشتانش بسیار بلند است که از وسطهاى کف دستش منشعب مى شود، صدایش طنین دار،شانه هایش بلند و پیشانى اش فراخ است، ریشش به سینه اش فرو هشته، مردى زشت خوى و ترش روست، بر مرکبى سوارست که خودش سرخ و پاهایش سبز است ، سرش چون کوهى بلند و پشتش متناسب با آنست. بر پیشانى اش دو سطر نوشته شده که هر مؤمنى آنرا مى خواند و هرکافرى آنرا تکذیب مى کند، و آن اینکه هر کس از تو پیروى کند شقاوتمند است و هر کس از تو جدا شود خوشبخت است، بیشتر لشکریانش از یهودیان و زنازادگان است. در طرف راست او کوهى سبز و در طرف چپش کوهى سیاه است که با او راه مخفى روند و همراه او توقف مى کنند. مى گوید: این بهشت منست و این یکى از دوزخ من. هر کس از من پیروى کند او را به بهشت مى برم و هر کس نافرمانى کند او را با شمشیر نقمت خود تأدیب مى کنم. در حالی که بهشت او آتش و جهنم او نعمت است.


آیا براى شما در مورد دجّال حدیثى بگویم که هیچ پیامبرى به قوم خود نگفته است؟ او ( یک چشمش) نابیناست، و چیزى همانند بهشت و جهنّم با خود حمل مى کند، من شما را از او بیم میدهم آن چنان که حضرت نوح قومش را بیم داد. من شما را از او بیم مى دهم و هیچ پیامبرى نیست جز اینکه از او برحذر داشته است. ولى من به شما چیزى مى گویم که هیچ پیامبرى به قوم خود نگفته است: مى دانید که او ( نابینا) است و خداوند نابینا نیست. دجّال تا نزدیکى مدینه مى آید و آنگاه سه زلزله در مدینه روى مى دهد، پس هر کافر ومنافقى از شهر بیرون مى رود و بدین سان وحشت از دجّال وارد مدینه نمیشود.

در روایات دیگرى آمده است که حضرت رسول (ص) در نماز از فتنه دجّال به خدا پناه مى برد و به اصحابش مى فرمود: همراه او آتش و نورى هست، آتش او آب خنک است و آب او آتش است. هر کس از شما شیعیان آن زمان را درک کند خود را به آنچه که آتش به نظر مى رسد بیفکند که آنچه آتش تصوّرشود آب گوارائى است.

البتّه این معنى به نظر مى رسد که دور از واقعیت باشد و تصوّر نمى رود که پیامبر اکرم(ص) چنین تعبیرى را فرموده باشد، ولى در برخی منابع اهل سنّت موجود است.

«دجّال مردى درشت و چاق است و در میان مخلوقات خدا از حضرت آدم تا پایان جهان کسى بزرگتر از او نیست.

از روزی که خداوند اولاد حضرت آدم را آفریده است فتنه اى بالاتر از فتنه دجّال نیست. خداوند پیامبرى نفرستاده جز اینکه امّت خود را از فتنه دجّال بیم داده است. من آخرین پیامبر و شما آخرین امّت هستید، او بدون تردید درمیان شما خروج خواهدکرد»


هان اى مردم! خداوند پیامبرى را نفرستاده جز اینکه قوم خود را از دجّال بیم داده است وخداوند او را براى زمان شما ذخیره کرده است. اگر کارهاى او بر شما مشتبه شود، این هرگز مشتبه نشود که او کور است و پروردگارتان کور نیست. او بر فراز مرکبى مى آید که بین دو گوشش یک میل است. او خروج مى کند درحالیکه بهشت و جهنّم را با خود یدک میکشد و کوهى از نان و رودخانه اى از آب را همراه خود حمل مى کند. بیشترین پیروانش ازیهودیان، زنان و بادیه نشینان است، به همه اقطار و اکناف جهان وارد مى شود جز مکّه و حوالى مکّه، و مدینه و حوالى مدینه، که هر دو ( مکّه و مدینه) بر او حرام است.


بر دجّال حرامست که وارد راههاى کوهستانى مدینه شود، از این رهگذر به وادیهاى نزدیک آن مى آید، در آنجا مردى از بهترین مردم به سوى او خارج مى شود و مى گوید: من گواهى میدهم که تو دجّال ( دروغگو ) هستى . دجّال مى گوید: ای مردم من اگر این مرد را بکشم و سپس زنده سازم،آیا در مورد این امر باز هم شکّ مى کنید؟! مردم مى گویند: نه . پس او را مى کشد وسپس زنده اش مى کند. هنگامى که او را زنده مى کند، او مى گوید : هرگز عقیده من نسبت به تو تغییر نکرده قبلاً هم در همین سطح ترا مى شناختم که الان مى شناسم. دجّال تصمیم مى گیرد که یکبار دیگر او را بکشد ولى خداوند دیگر او را مسلّط نمى سازد. گفته شده که آن مرد حضرت خضر علیه السّلام است،

مدّت چهل روز در روى زمین جولان مى کند، روزى چون یک ماه ودیگر روزهایش چون روزهاى شما، سرعتش در روى زمین چون باران است، باد به دنبالش حرکت مى کند، به نزد قومى مى آید و به طرف خود دعوت مى کند. او را تکذیب مى کنند و دست ردّ به سینه اش مى زنند، بر مى گردد، در حالی که همه اموال آنها را (از طریق سحر وشعبده) با خودش مى برد. آنها صبح مى کنند و مى بینند که چیزى در دست ندارند. آنگاه به سوى آنها باز مى گردد و آن ها را به سوى خود فرا مى خواند و همگى او راتصدیق مى کنند و دعوتش را مى پذیرند. به آسمان میگوید: ببار، آسمان مى بارد. به زمین مى گوید: برویان، و زمین مى رویاند. پس دامهاى آنها بهتر از هر زمانى میخورند و به تناسب آن شیر مى دهند، آنگاه به ویرانه آمده مى گوید : گنجهایت را درآور. پس برمى گردد و گنجها همانند زنبوران عسل به دنبالش حرکت مى کنند. جوان چهار شانه اى را مى خواند و با شمشیر دو نیمش مى کند و سپس یکبار دیگر فرا میخواند و خنده کنان به او روى مى کند.

کسى صدای او را نمى شنود جز اینکه از او پیروى مى کند جز کسانیکه خداوند آنها را نگهدارد. بهشت و دوزخى خواهد داشت که خواهد گفت: این بهشت منست براى کسانیکه مرا سجده کنند و این جهنّم منست براى کسانیکه از سجده به من ابا کنند.

دجّال با هفتاد هزار یهودى خروج مى کند که همگى تا به دندان مسلّح هستند. چون دجّال به حضرت عیسى نگاه کند از ترس ذوب مى شود آنچنان که سرب در آتش ذوب مى شود. سپس پشت کرده پا به فرار مى نهد. حضرت عیسى (ع) مى فرماید : من ضربتى براى تو دارم که هرگز از من فوت نخواهد شد. پس به او مى رسد و او را طعمه شمشیر مى سازد. دیگر چیزى از آفریده هاى خدا پیدا نمى شود که آن یهودیان در زیر آن مخفى شوند جز اینکه به اذن خدا به حرف درآمده مى گوید: اى مسلمان! اینجا یک نفر یهودى هست او را بکش. هر سنگى و هر جنبندهاى مخفیگاه آنها را بیان مى کند، جز « غرقد» که از درختان آنهاست و لذا به حرف نمى آید»

غرقد، نوعى عوسج است و آن درختى است که برگ و بار آنرا بجوشانند و در خضابها به کار برند. نگارنده هنوز به عقیده خود باقى است که دجّال رمز یک آشوبگر و ستمگر از رهبران گروههاى گمراه و خونخوار است که با لشکریان تا به دندان مسلّح طغیان مى کند و ادّعاى الوهیت مى نماید تا روزیکه وعده الهى فرارسد و همه نیروهایش را درهم شکند و خود با یک ضربت از پاى درآید. که حق پابرجا و باطل نابود شدنى است.

بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




متخصصان تغذیه بر این عقیده‌اند که گوجه سبز افزون بر طعم خوشمزه، ارزش غذایی هم دارد.

فصل بهار با نوبرانه‌های گوجه ‌سبز همراه است، گرچه قیمت آن گران است اما گوجه‌سبز به صورت تازه و پخته درخورش‌ها مصرف می‌شود.

گوجه سبز غنی از ویتامین C، اسید‌مالیک و اسید سیتریک است، اما توجه داشته باشید مصرف زیاده از حد این میوه باعث نفخ معده می‌شود.

ارزش غذایی 100 گرم گوجه سبز:

    کربوهیدرات 8.51 گرم
    چربی 2.84 گرم
    پروتئین 1.6 گرم
    فیبر خام 0.5 درصد

با مصرف 100گرم گوجه سبز، 5 درصد ویتامین آ، 2.1 درصد ویتامین ب 1 (تیامین) ، 1.9 درصد ویتامین ب 2(ریبوفلاوین) ، 2.8 درصد نیاسین، 13 درصد ویتامین ث ، 5.1‌ درصد کلسیم ، 2.2 درصدفسفر ، 5 درصدآهن و 3.6 درصد پتاسیم مورد نیاز در روز تامین می‌شود.

برخی گیاه‌شناسان معتقدند مصرف گوجه‌سبز برای بهبود طعم دهان مفید است. از خواص دیگر این میوه، خاصیت مسهلی آن است که بخوبی شناخته شده است.

همچنین اثرات منحصر به فرد آن شامل کاهش فشارخون‌ و چربی خون، حذف رسوبات از خون و تنظیم عملکرد معده‌ای - روده‌ای است.

گوجه سبز باعث تعادل اسید و باز در جریان خون می‌شود، از این رو می‌تواند در درمان حالت اسیدی خون مفید باشد.

این میوه اثرات قابل‌توجهی در جلوگیری از بیماری‌هایی مانند چربی خون بالا، پیری سلول وسرطان دارد.

اسید بنزوئیک، ترکیبی است که خاصیت ضد میکروبی دارد. این ماده به طور طبیعی در گوجه سبز وجود دارد. همچنین، بعضی از تحقیقات بیانگر خاصیت ضدقارچی و ضدباکتریایی این میوه هستند.

مطالعات نشان می‌دهد که این میوه می‌تواند در درمان تومورها موثر باشد، همچنین به‌دلیل وجود اسید اسکوربیک (ویتامین ث‌)، برای افراد مبتلا به نقرس توصیه می‌شود.

منبع : همشهری انلاین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 تاکنون این اسکلت به عنوان یک موجود بیگانه از سیاره ی دیگر شناخته می شد ولی در حال حاضر دانشمندان دانشگاه استنفورد در یک فیلم مستند جدید به انسان بودن آن پی بردند.


گمانه زنی های زیادی در مورد این موجود وجود داشت. بعضی او را آتاکامای شبیه به انسان با نام مستعار آتا می خواندند و یا حتی گفته می شد این یک جنین سقط شده است. بعضی دیگر او را میمون می دانستند و در آخر هم به عنوان یک بیگانه شناخته شد.

پس از گذشت ۱۰ سال از کشف این اسکلت، دانشمندان دانشگاه استنفورد با انجام آزمایش DNA بر روی آن، تشخیص دادند او یک انسان جهش یافته است.

نمونه ی مغز استخوان استخراج شده توسط دانشمندان دانشگاه های معتبر آمریکا و بررسی DNA او نشان می دهد این موجود جهشی جالب از یک انسان مذکر بوده که در سن ۶ تا ۸ سالگی جان خود را از دست داده است.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




"دیشب ماهواره همسایه داشت فلان برنامه رو نشون میداد..."؛ خود شما چندبار این جمله را به زبان آورده اید یا از زبان دوست و همکار شنیده اید و بعد هم کلی با تمسخر خندیده اید؟
چند سالی است که این شوخی بی مزه بین همه ما جریان دارد. مثل یک رازِ مگو که از قضا همه دنیا از آن خبر دارند و تبدیل به یک شوخی تلخ شده است. گمان می کنم دیگر همه باید بپذیریم که تعارف بس است.
"ماهواره" پدیده ای است که به جای مواجهه درست با آن، سال هاست صورت مساله اش پاک می شود. به گواه آمارهای رسمی و غیررسمی درصد بالایی از ایرانیان ماهواره دارند و برنامه های آن را می بینند. برخوردهای مختلف غلاظ و شداد و ممنوعیت های بی نتیجه هم نه تنها تاکنون هیچ تاثیری نداشته بلکه موجب گسترش و ترویج آن هم شده است. این کار متناوباً رسیورها و دیش های مدل بالاتر را به بازار سرازیر می کند. همان آمارها طبیعتاً نشان خواهد داد که صددرصد آنها که ماهواره شان جمع می شود، به فاصله یکی دو روز، به راحتی دوباره صاحب ورژن پیشرفته تر این تجهیزات می شوند. این ها قابل انکار نیست.

دیگر همه می دانند که برای مقابله با ماهواره نه پارازیت انداختن کارگر می افتد و نه برخوردهای تندِ پلیسی، تنها چاره اصولی این ماجرا، ارتقاء کیفیت و رقابت است و بس.
آنها که صورت مساله را پاک کرده اند از این غافلند که خدمتی بزرگ تر از این نمی توان به شبکه های ماهواره ای کرد. ظاهراً همه فراموش کرده ایم که ده ها نهاد، در این باره مسوولند که شاید تنها وظیفه یکی دوتایشان(از جمله پلیس و دوستان پارازیت انداز)، مقابله سلبی و توام با شدت عمل است و بقیه تماماً موظف به اقدامات اثباتی اند. بعضی هایشان باید فرهنگ سازی کنند، بعضی باید قوانین مفید و کاربردی تصویب کنند، بعضی باید بودجه کافی به تولید و برنامه ریزی تخصیص دهند، بعضی هایشان باید برنامه جذاب تولید کنند، بعضی ها باید فقط فکر کنند و.... اما ظاهراً همه، وظایفشان را فراموش کرده اند، دستجمعی خودشان را به بی خبری زده اند و دارند فقط خودشان را گول می زنند.

علاوه بر اینها ممنوعیت هایی که در عرصه رسانه برای حرف زدن دراین باره پدید آمده است هم، امکان تحلیل، آسیب شناسی و آگاه سازی را از کارشناسان می گیرد و مخاطب را دودستی تقدیم رقیب می کند.
این وسط مثل همیشه تنها به بخش سلبی و مقابله خشن توجه جدی نشان داده می شود. آدم یاد حکایت آن سه بنده خدا می افتد که قرار بود زمین را حفر کنند، لوله ای نصب کنند و بعد چاله را پر کنند و اگر لوله گذار غایب باشد، باز هم دونفر دیگر بدون لوله گذاری، زمین را می کَنَند و بعد هم پر می کنند!
از اینها گذشته هیچکس هنوز به سوالات کلیدی افکار عمومی پاسخ نداده که اگر مطابق قانون ممنوعیتی وجود دارد، پس این همه – میلیون ها دستگاه -  تجهیزات پیشرفته ماهواره ای از کجا می آید؟ توسط چه کسانی وارد می شود؟ و چرا سرِ مرزها جلوی این تجهیزات گرفته نمی شود؟

در میانه این همه سیاست های غلط، سوء مدیریت، کم کاری و خواب غفلت، میلیون ها نفر دارند "حریم سلطان" می بینند، با "شعر یادت نره" و "چراکه نه" همراه می شوند، "بفرمایید شام" تماشا می کنند، برای آکادمی موسیقی از تلفن های مختلف رای می فرستند، بحث های داغ خانوادگی شان درباره آینده رابطه مثلث یشیم، چنار، توپراک و سرگذشت یوسف و حوّا و لامیا و ایزل است و حول محورِ تحلیل دشمنی خرّم با ماهی دوران و والده سلطان یا خوشمزگی های سنبل خان و سرنوشت ابراهیم پاشا و نگار کالفا دور می زند. هنوز بحث اول شدن ارمیا و حذف شدن امیرحسین، داغ است. برای خیلی ها اخبار یعنی "60 دقیقه" و خیلی ها اخبار فرهنگی شان را از "شباهنگ" کسب می کنند و تحلیل هایشان را از "افق". داروهای لاغری، موسسات کاشت مو، افزایش قد و کِرِم های رنگ و وارنگ دکترمظاهری و ... برای خودشان جای محکمی توی خانواده ها باز کرده اند. حالا دیگر نه تنها برنامه دکتر هلاکویی پربیننده است بلکه سی دی های او دست به دست می چرخد.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




وقتی سایه احمدی نژاد به بهشت زهرا رفت...

بعد از پایان غیبت رسانه ای مشایی در اواخر سال گذشته و ظهور پررنگ او و برخی تحرکات رییس جمهور که نشان می داد نامزد محمود احمدی نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم اسفندیار رحیم مشایی است
"غیبت غیر منتظره مشایی در میتینگ دولتی استادیوم آزادی، فرضییه نا امیدی محمود احمدی نژاد از تایید صلاحیت او برای رقابتهای انتخاباتی یازدهمین دوره ریاست جمهوری و انتخاب راه تعامل با نظام به جای تقابل از سوی رییس جمهور را قوت بخشیده است.

 میتینگ دولتی استادیوم آزادی در حالی برگزار شد که غیبت معنادار مشایی به عنوان مهمترین حاشیه آن تمام حواشی متعدد این مراسم را تحت الشعاع قرار داد.

این غیبت به قدری سوال برانگیز بود که حواشی خاصی مانند :

حیف و میل بیت المال برای برگزاری این مراسم در شرایط خاص تحریم و در حالیکه هنوز بودجه سالیانه کشور به تصویب نرسیده است، 

دعوت مجری مراسم برای کف زدن یک دقیقه ای به افتخار امام زمان(عج)!!!!!!!!!!!!

 حضور مختلط زن و مرد در استادیوم آزادی،

 اجرای حرکات موزون در زمین چمن و سکوهای استادیوم،

 استفاده از ماشین های پلاک قرمز دولتی،

 بی اعتنایی تهران 12 میلیونی به این میتینگ 

و خالی بودن قریب به نیمی از استادیوم به رغم برنامه ریزی گسترده دولت و پیش بینی حضور دستکم یکصد هزار نفر روی سکوها

همه در سایه این غیبت به حاشیه رفت.(ولی شاید بعدا به متن برگردد چه معلوم!!).








ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 1392/01/30 :: نویسنده : Milad 1994
حضرت مهدی(عج) پس از ظهور، از چه گروهی بیشترین آزار و اذیت ها را می بیند؟ 
 
 به تعبیر امام صادق(ع)،حضرت مهدی(عج)، پس از قیام بیشتر از پیامبر(ص) از سوی مردمی نادان اذیت می شود. توصیف مردم روزگار قیام حضرت قائم(عج) و سیره ایشان را در دو روایت از امام صادق(ع) که در جلد 52 کتاب «بحارالانوار» آورده شده است، بخوانید.

روایت اول:
فضیل می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: آن گاه که قائم(ع) ما قیام می کند، آزار و اذیت هایی که از سوی نادانان به او می رسد بیشتر از آزارهایی است که نادانان جاهلیت نسبت به رسول خدا(ص) روا می داشتند.
از حضرت پرسیدم: چگونه؟! فرمود: پیامبر(ص) در حالی به پیامبری برگزیده شد که مردم سنگ و چوب های تراشیده شده را پرستش می کردند، اما قائم ما در حالی قیام می کند که هرکس (مطابق رأی و نظر خودش) کتاب خدا را تاویل می کند و  با تأویل و تفسیر خود علیه امام (ع) استدلال می کند.امام صادق(ع) سپس فرمود: به خدا سوگند! قائم ما عدالت خود را همانند گرما و سرما در خانه های مردم جای می دهد و کسی را یارای گزیز از عدالت وی نیست.

روایت دوم:
عبدالله بن عطا از امام صادق(ع) پرسید: سیره و روش مهدی(ع) چگونه است؟ حضرت فرمود: وی همانند رسول خدا(ص) عمل می کند، همه آنچه (از بدعت ها و انحرافات) از قبل مانده ویران می کند، هم چنان که پیامبر(ص) سنت های جاهلی را ویران کرد.  امام زمان، مهدی (ع)) حیات اسلام را تجدید خواهد کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




اعتقادات ما در قدم اول از والدین، معلمین، همسالان، تلویزیون و رسانه‌ها نشات می‌گیرد. وقتی سنمان کم است فکر می‌کنیم بزرگترهایمان بیشتر از ما می‌دانند به همین خاطر به هرچه که می‌گویند اعتماد می‌کنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می‌رود، دیگر خودمان اعتقادات و باورهایمان نسبت به دنیا را شکل می‌دهیم. اما کمی از ته‌نشین اعتقادات دوران کودکی در ما می‌ماند. گاهی‌اوقات بدون اینکه خودمان خبر داشته باشیم درونمان لانه می‌سازند.
در زیر به برخی از این باورها و اعتقادات اشاره می‌کنیم. آیا این اعتقادات را در خودتان می‌بینید و اگر دیدید سعی کنید آنها را تغییر دهید.



. اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی!
این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که می‌خواهیم وارد بزرگسالی شویم، شکل می‌گیرد. تشویقمان می‌کنند که به هر قیمتی که شده موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش می‌آید، دوباره تلاش می‌کنم، اینقدر آن را امتحان می‌کنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکست‌خورده هستید، یعنی همه آدم‌های دنیا شکست‌خورده هستند. اجازه ندهید چنین باوری شما را از زندگی عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید.

2. تا وقتی خراب نشده، چرا باید عوضش کنیم؟
منظورم عوض کردن به منظور عوض کردن نیست. درمورد ارتقاء وسایل، فرایندها و ... صحبت می‌کنم. برای حرکت کردن با سرعت زندگی ما نیاز به تغییر داریم و خیلی وقت‌ها با کسانی برخورد می‌کنید که مخالف تغییر هستند. تا می‌توانید از چنین افرادی دوری کنید. اگر می‌بینید چیزی را می‌توانید ارتقاء دهید، معطل نکنید.

3. به اندازه کافی برای اینکار استعداد نداری!
هیچ‌کس در دنیا تا زمانیکه کاری را شروع نکرده، مهارت کافی برای آن را ندارد. اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید فقط کافی است که شروع کنید. از اینکه ممکن است در برای تحصیل در رشته حسابداری نتوانید وارد دانشگاه شوید استرس به خودتان راه ندهید، فقط کافی است شروع کرده و تلاش کنید تا به آن دست پیدا کنید. اینترنت خیلی بیشتر از آنچه که در دانشگاه یا مدرسه به شما یاد می‌دهند اطلاعات دارد پس فقط کافی است که دنبالش باشید.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1392/01/15 :: نویسنده : Milad 1994
آیا میدانستید تخته نرد چگونه و توسط چه کسی ابداع شد و چه فلسفه زیبا و عبرت آموزی در پس آن نهان است؟

 تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پیدایشش:

 در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز 
گمارده ی انجام این کار ساخت. او در نامه‌ای به پادشاه ایران نوشت: 
«از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند.. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده‌ایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید».
 شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: 
«این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته‌اند كه دو طرف با مهره های خود با هم می‌جنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز می‌شود.» و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت.
 شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 1392/01/14 :: نویسنده : Milad 1994
راز آرامش درون در آسایش درون است، یعنی آسایش جسمانی ، عاطفی ذهنی و معنوی.

به گزارش افکارنیوز، راز آرامش درون در این است که همه چیز را همانطور که هست بپذیری ، آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری...

۱- راز آرامش درون خویشتنداری است، انرژیهای خود را پراکنده نکن، بلکه آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایتشان کن.

۲- راز آرامش درون در این است که هرکاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی.

۳- راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، ...گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

۴- راز آرامش درون در آسایش درون است، یعنی آسایش جسمانی ، عاطفی ذهنی و معنوی.

۵- راز آرامش درون در دل نبستن است، این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.

۶- راز آرامش درون در شادی است، افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن.

۷- راز آرامش درون در آروز نداشتن است، این را بدان که شادی در درون تو جای داردو نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو .

۸- راز آرامش درون در این است که همه چیز را همانطور که هست بپذیری ، آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوروز، آیینی است که ما ایرانیان هرساله آن را به عنوان بزرگترین و مهمترین اتفاق سال، جشن می‌گیریم اما به سبب دیرینگی آن، اغلب نمی‌دانیم چه زمان و چرا پایه‌گذاری شده و چرا تا به امروز زنده مانده‌است.

بدیهی است برای چنین رخدادهای کهنی نمی‌توان مستندات تاریخی پیدا کرد اما نباید فراموش کرد که ملل متمدن همیشه راه­های دیگری برای روایت کردن تاریخ چند هزارساله خود می‌یابند که به ویژه در ایران، اساس این روایت‌های نمادگونه، واقعیات تاریخی هستند.

در باور ایرانیان و بر اساس آثار بازمانده در ادبیات فارسی برپایی جشن نوروز به مناسبت پیروزی جمشید بر دیوان بوده‌است.

دیوان، سرمایه دارانی بودند که به مردم ستم می‌کردند، جمشید سال‌ها با آنان جنگید تا سرانجام بر آنان پیروز شد، آنگاه داد و برابری را در میان مردم برپا ساخت؛ روز اعلام حکومتِ دادمحور را نخستین روز فروردین قرار داد و آن را نوروز نامید؛ زیرا از آن روز به بعد آیینی نو در میان مردم بر قرار می‌شد.

پیروزی جمشید، پی‌آمد پیروزی پدران تاریخی او یعنی هوشنگ و تهمورث علیه دیوسالاری بود که این دیوسالاری در واقع نماد جامعه فئودالی است که پیش از جمشید نیز وجود داشته و شاهان پیش از او نیز با این نظام مبارزات زیادی کردند.

دیوان، مردم را وا می‌داشتند تا برای آنها کار کنند؛ بنابراین مردم بهره‌ای از آزادی نداشتند و دسترنج آنها را دیوان می‌بردند.

جمشید پس از جنگ‌های پی‌درپی دیوان را ناکار کرد و حکومتی تازه بر مبنای آموزش‌ها و دیدگاه‌های نیاکان خود که نخستین آموزگاران داد و مساوات بودند بنیاد نهاد.

در حکومت نوبنیاد جمشید همه مردم از جهت حقوق اجتماعی مساوی بودند. همچنین هرکس که کار می‌کرد حاصل آن برای خودش بود، دزدی و ستمگری از میان رفت و روزگاری خوش فرارسید.

سبب این که نوروز را در فروردین ماه قرار دادند این بود که ماه فروردین از سال‌ها پیش قداست داشت و ماهی محترم بود؛ آیین‌های مذهبی دیگری نیز در این ماه انجام می‌شد و اساساً ماه فروهرها و روان‌پاک مقدسان بود.

ناگفته نماند که در اندیشه ایرانی، میان گسترش عدالت از سوی جمشید که در نوروز رخ داد و اعتدال طبیعت که ویژۀ نوروز است، ارتباط مستقیمی وجود دارد.

همان طور که گفته شد در نوروز جشن برقراری عدالت اجتماعی و اعلام «آیین داد» برگزار می‌شد که پس از جمشید، مهرپرستان نیز آن را گرامی داشته و هر سال در این زمان جشن می‌گرفتند.

مهرپرستان خورشید را نماد دادگستری و مساوات می‌دانستند؛ همه جهان در برابر خورشید برابر و یکسان بود. هیچ‌گونه تبعیض و استثنایی در نهاد خورشید نیست. بر خشک و تر یکسان می‌تابد.

در زمانی که جمشید خدای هفت کشور بود، جشن نوروز را در جایگاهی برگزار می‌کرد که راویان، آن را تخت جمشید یا همان «میدان عید» خوانده‌اند و ساخت کاخ باشکوه تخت جمشید که محل اصلی برگزاری آیین نوروز در دوره هخامنشی بوده با الهام از همان جایگاه اسطوره‌ای ساخته شده است.

آن گونه که از آثار زبان و ادبیات فارسی بر می‌آید در چند جای ایران نشان از ساختن کاخ‌هایی داده شده که همه آنها مانند تخت‌جمشید در ارتباط با برگزاری مراسم و آیین‌های پرشکوه نوروز و یافتن اعتدال بهاری بوده‌است.

از مجموعه توضیحاتی که درباره تخت‌جمشید در کتاب‌های تاریخ و فرهنگ سنتی ایران داده شده و کاوش‌های باستان‌شناسی که به عمل آمده چنین می‌توان برداشت کرد که در این کاخ‌ها اتاق ویژه‌ای در نظر گرفته شده بود که در سقف آن روزنی ساخته و در میان آن «سنگ نشانی» تعبیه کرده بودند که هنگام طلوع آفتاب در نخستین ساعات اولیه روز فروردین، همین که پرتو خورشید از آن روزن روی سنگ نشان می‌تابید، نشانه تحویل سال بود. پس از آن بلافاصله کوس و دهل می‌نواختند و جشن نوروز را آغاز می‌کردند.

در تخت جمشید پیکره‌های افرادی کنده‌کاری شده‌است که هر کدام چیزی با خود همراه دارند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که اینها نمایندگان ملل مختلف هستند که برای پادشاه ایران هدیه و باج آورده‌اند اما در مقابل، نظر دیگری نیز وجود دارد که می‌گوید این افراد مردم نقاط مختلف ایران بزرگ هستند که نیازها و هزینه‌های عید را به بارگاه می‌بردند تا مراسم را برگزار کنند؛ زیرا جشن نوروز آیینی مردمی و مقدس بوده و این مردم بودند که باید هزینه آن را به عهده می‌گرفتند.

آنطور که از آثار پیداست ساختار تخت‌جمشید به گونه‌ای نبوده که بتواند هزینه و نیازهای این جشن بزرگ را انبار کند. بنابراین لوازم این جشن از سوی مردم تأمین و میان خودشان نیز پخش می‌شده‌است.

از ویژگی‌های دوره پادشاهی جمشید این است که در آن دوران آرامش وجود داشته و نعمت فراوان بوده است. نه بادِ گرم بود، نه بادِ سرد، نه مرگ، نه درد. کسی پیر و فرتوت نمی‌شد و پدر و فرزند هر دو چون جوان پانزده ساله به نظر می‌رسیدند. جهان سرشار از سعادت و آبادانی بود.

اگرچه جمشید بعدها در برخی از متون زرتشتی گناهکار شناخته شد؛ زیرا خوردن گوشت گاو را به مردم آموخت(!!!)، اما آیین دادگستری او هرگز از خاطره کسی نرفت و یاد نیک او را در ذهن و دل ایرانیان مکدر نشد.

از مجموع آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که چون در باورهای کهن ایرانیان، دوران پادشاهی جمشید مطلوب‌ترین دوران جهان باستان بوده، بهترین رخدادهای تاریخ را به این دوره نسبت می‌‌دادند و چه چیز بهتر و ارزنده‌تر از روزی که در آن آیین داد برقرار شد.

دادخواهی و عدالت، آرزوی همیشگی بشر بوده و هست و بی‌شک آیینی که ریشه در روزگار 

برقراری مساوات دارد هرگز از ذهن و زندگی آدمی پاک نمی‌شود حتی اگر پس از گذر هزاران سال، 

گاه قادر به توضیح این ریشه‌ها نباشد.


""""""به هر روی نوروز در ایران برای  همیشه  پایدار خواهد ماند."""""


منبع: 1.میراث فرهنگی 

        2 .ویکی پدیا

   3.google.com





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 1391/12/30 :: نویسنده : Milad 1994

با توجه به گران شدن نرخ sms پیشاپیش نوروز ۹۲ ، ۹۳ 
تولدت ، تولدم ، پیوندتان و قدم نورسیده مبارک. نور به قبرت بباره 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
تق تق تق کیه ؟ کیه ؟ منم منم پیامک ، عید شما جلو جلو مبارک !! 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
می‌دونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این جمله کلیشه ای بهم می خوره. 
پس سال نو مبارک! 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید! 
عید شما مبارک 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
سلام، ببخشید این موقع شب بیدارت کردم. 
خواستم یادآوری کنم: سال تا چند ساعت دیگه نو میشه 
کم‌کم باید از خواب زمستونی بیدار بشی 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
آلبرت انیشتین، زکریای رازی، اسحاق نیوتن، پروفسور حسابی، من و سایر دانشمندان، سال خوشی را برای شما آرزومندیم 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
این اس ام اس رو تا ....روز دیگه نخون 
چیه؟؟ فکر کردی میخوام عیدو تبریک بگم؟؟ 
یادت باشه اولین کسی بودم که سال ۹۲ سرکارت گذاشتم 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اطلاعیه شماره ۱ نوروزی : 
هر کس عیدی من را قبل از تحویل سال بدهد 
از ۲۰ درصد جایزه خوش حسابی برخوردار می‎شود! 
هر ۵ هزار تومان ۱ امتیاز! 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
نظر به اینکه عید دیدنی به صورت رفت و برگشت انجام می‎شه 
جهت رفاه حال مردم ، سال ۹۲ عید دیدنی به صورت حذفی برگزار می‎شود! 




نوع مطلب : سرگرمی، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






 باراك اوباما در آستانه عید باستانی نوروز پیامی ارسال و در مورد فرصت آغاز رابطه‌ای نو میان دو کشور سخن گفت. در این پیام ویدئویی؛ رییس‌جمهور آمریكا چنین گفت:"
درود، همزمان با گردهم آمدن خانواده‌ها برای جشن نوروز، می‌خواهم بهترین آرزوهایم را به مناسبت فرارسیدن بهار و سال نو ابراز کنم. در سراسر جهان و اینجا در ایالات متحده، شما دور سفره نوروز جمع شده اید تا شکرگزار وجود عزیزانتان باشید، به نعمت‌ها بیاندیشید و به همه فرصت‌های فصل نو خوش آمد بگویید. همانگونه که من هرسال به عنوان رئیس جمهور انجام داده ام، می‌خواهم از این فرصت برای گفتگوی مستقیم با مردم و رهبران ایران استفاده کنم. از زمان آغاز دوره ریاست جمهوری من، فرصتی را به دولت ایران ارائه داده‌ام – درصورت عمل به مسئولیت‌های بین المللی اش، در این صورت فرصتی برای ایجاد روابط تازه میان دو کشور ما امکان پذیر است، و ایران می‌تواند به جایگاه واقعی اش در میان جامعه کشورها بازگردد. 

من درباره دشواری بودن غلبه یافتن بر دهه‌ها بی اعتمادی توهم ندارم. حل اختلاف‌های زیادی که میان ایالات متحده و ایران وجود دارد نیازمند تلاش‌های جدی و متدوام است. این شامل نگرانی‌های جدی و درحال رشد جهان درباره برنامه هسته‌ای ایران می‌باشد که صلح و امنیت منطقه و فراتر از آن را تهدید می‌کند. رهبران ایران می‌گویند برنامه هسته‌ای آنها برای تحقیقات پزشکی و تولید برق است. اما تاکنون نتوانسته‌اند جامعه جهانی را متقاعد کنند که برنامه هسته ایشان صرفا مقاصد صلح آمیز دارد. برای همین جهان در عزمش برای حل این موضوع متحد است و دلیلی که اکنون ایران اینگونه منزوی شده است. مردم ایران بهای زیاد و غیرلازمی برای عدم تمایل رهبران ایران برای رسیدگی به این مسئله پرداخته اند. 

همانگونه که من همیشه گفته ام، ایالات متحده ترجیح می‌دهد این مسئله را به طور صلح آمیز و دیپلماتیک حل کند. اگر واقعا آنگونه که رهبران ایران می‌گویند – برنامه هسته ایشان مقاصد صلح آمیز دارد – در این صورت اساسی برای راه حل عملی وجود دارد، این یک راه حلی است که به ایران دسترسی به انرژی صلح آمیز هسته‌ای را می‌دهد و همزمان برای همیشه پاسخگوی پرسش‌های جدی جامعه جهانی درمورد ماهیت واقعی برنامه هسته‌ای ایران است. ایالات متحده درکنار سایر اعضای جامعه جهانی آماده است به اینگونه راه حل دست یابد. اکنون زمان آن است که دولت ایران برای کاستن تنش گامهای جدی و با معنی بردارد و در جهت توافقی پایدار و درازمدت در زمینه برنامه هسته‌ای حرکت کند. 

یافتن راه حل کاری آسان نخواهد بود. اما اگر بتوانیم، مردم ایران می‌توانند مزایای مبادلات بازرگانی بیشتر و روابط با کشورهای دیگر ازجمله ایالات متحده را ببینند. در حالیکه اگر دولت ایران همچنان حرکت در مسیر فعلی را ادامه دهد، تنها ایران را منزوی تر خواهد کرد. این انتخابی است که اکنون پیش روی رهبران ایران است. من امیدوارم آنها راه بهتر را انتخاب کنند – به خاطر مردم ایران و به خاطر جهان. زیرا دلیل خوبی وجود ندارد که مردم ایران از فرصت هایی که مردم کشورهای دیگر استفاده می‌کنند محروم باشند، همانگونه که ایرانیان شایسته برخورداری از آزادی‌هایی هستند که مردم همه جا از آن برخوردار هستند. 

انزوای ایران برای جهان هم خوب نیست. همانگونه که پدران و اجداد شما در طول تاریخ دنیای علم و هنر را غنی کرده اند، همه کشورها از استعداد و خلاقیت مردم ایران بهره خواهند برد، به ویژه جوانان شما. هر روزی که ارتباط شما با ما قطع است روزی است که ما با هم کار نمی کنیم، باهم نمی سازیم، نوآوری نمی‌کنیم – و فرصت ساختن آینده‌ای پر از صلح و کامیابی که در قلب این جشن است را نداریم.  در این ایام نوروز همزمان با جمع شدن خانواده و دوستان در این نوروز بسیاری از شما به حافظ روی خواهید کرد که نوشت: «درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد، نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد»

همزمان با آغاز بهاری تازه، من همچنان امیدوارم که دو کشور ما بتوانند از تنش را پشت سر گذاشته و فراتر روند و من همچنان به تلاشم برای رسیدن به آغازی نو میان کشورهایمان ادامه خواهم داد که حاصلش دوستی و صلح میان دو کشورمان باشد. سپاسگزارم و عید شما مبارک!"




نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چند سالی است که ماهی‌های قرمز با حرف و حدیث‌های بسیاری همراه شده‌اند به طوری که بعضی از خانواده‌ها برای حضور این موجود زیبای کوچک در پای سفره هفت‌سین شک و تردید دارند. ماهی‌های قرمز کوچک پای ثابت سفره هفت‌سین ایرانی‌ها است، اما با آغاز حضور این موجودات کوچک در سطح شهرها، نکاتی در مورد احتمال انتقال بیماری از این ماهی‌ها مطرح می‌شود که این امر موجب نگرانی خانواده‌ها شده و آنها را برای خرید ماهی قرمز دچار شک و تردید می‌کند.


تغییر ناگهانی آب موجب مرگ ماهی‌ها می‌شود

مدیر شبکه دامپزشکی ریگان گفت: ماهی قرمز یا ماهی حوض یکی از نخستین ماهیانی است که به دست بشر اهلی شده است، این ماهی جزو خانواده کپور ماهیان به شمار می‌رود که امروزه به یکی از اعضای ثابت خانواده هفت‌سین تبدیل شده است. حجت‌الله جعفری افزود: با توجه به فرا رسیدن ایام پایانی سال و تهیه ماهی قرمز توسط مردم، برای استفاده در سفره هفت‌سین لازم است نکات بهداشتی از جمله عدم دست زدن به ماهی قرمز توسط کودکان و جداسازی ماهیان بیمار از ماهیان سالم و ضدعفونی ظروف نگهداری ماهی قرمز انجام شود. شهروندان برای خرید ماهی قرمز به مراکز معتبر و زیر نظارت شهرداری و دامپزشکی مراجعه کنند و ماهی را از فروشندگانی نخرند که ماهی‌ها را به صورت متراکم و در شرایط نامناسب بهداشتی و زیستی از قبیل شرایط نامناسب اکسیژنی و دمایی آب نگهداری می‌کنند. ماهی قرمز باید دارای ظاهر و تحرک مناسب و شنای متعادل باشد و همچنین علائمی نظیر تا خوردن باله‌ها، لکه‌های پنبه‌ای مانند و زخم یا لکه‌های سفید متمایل به خاکستری یا قرمز در اطراف دهان یا سطح بدن، بیرون زدن چشم‌ها به صورت یک‌طرفه یا دوطرفه و ریخته شدن پولک‌های ماهی نوعی اخطار است.
مناسب‌ترین دما برای پرورش ماهی قرمز بین 10 تا 25 درجه سانتیگراد است، این ماهی‌ها در دمای بالای 25 درجه سانتیگراد آسیب‌پذیر بوده و تغییرات ناگهانی دما نیز می‌تواند موجب مرگ ماهی‌ها شود.
دست زدن به ماهی‌های قرمز ممنوع!


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 1391/12/27 :: نویسنده : Milad 1994
امید به زندگی بین مردان ایرانی، 68-58 سال و بین زنان ایرانی، 71-61 سال است. این در حالی است که فقط 5 درصد از مردم ایران یعنی 1 میلیون و 844 هزار و 967 مرد و 2 میلیون و 55 هزار و 846 زن، بیشتر از 65 سال سن دارند. سازمان بهداشت جهانی بیشترین مرگ و میر را در میان مردم کشورهای توسعه?یافته بین سنین 77 تا 81 سالگی و در میان مردم کشورهای درحال توسعه بین 35 تا 60 سالگی اعلام کرده است. جالب است بدانید که بیشترین افراد بالای 100 سال که از نظر پزشکی مورد آزمایش‌های مختلفی قرار گرفته‌اند و صحت کهولت سنشان هم به اثبات رسیده است، اهل کشورهای آمریکا و ژاپن هستند.

فقط می‌توان با یک برنامه‌ریزی صحیح و تغییر در روش زندگی، کیفیت و طول عمر را افزایش داد. می‌پرسید چطور؟ این مطلب را مطالعه كنید تا متوجه شوید.


آموزش
حتما شنیده‌اید که می‌گویند «ز گهواره تا گور، دانش بجوی»! این جستن دانش نه تنها به بالا رفتن اطلاعات و اعتماد به نفستان کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود کمی هم بیشتر در این دنیا زندگی کنید. پژوهشگران معتقدند اگر افراد بالای 40 یا 50 سال برای آموزش یک زبان دیگر، نقاشی، خط،‌ موسیقی یا حتی سفالگری به کلاس‌های آموزشی بروند و در جمع کودکان و نوجوانان پر از شور و حرارت زندگی قرار بگیرند، چنان روحیه‌ای پیدا می‌کنند که می‌توانند با آن روحیه، برخی از فعالیت‌های مفید و موثر برای افزایش طول عمر مانند ورزش یا پیاده‌روی در پارک را از سر بگیرند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : علمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 1391/12/27 :: نویسنده : Milad 1994
به لینک زیر هم یه سر بزنید ضرر نمیکنید ها!!!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 13 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic