تبلیغات
همه چیز،هیچ چیز - مطالب Milad 1994
 
همه چیز،هیچ چیز
وبلاگ شخصی ,علمی ,سرگرمی ,تکنولوژی ,اجتماعی و ...
                                                        
درباره وبلاگ

با سلام
امیدوارم مطالب "همه چیز , هیچ چیز"جالب باشد
مطالب این وبلاگ از سایت ها و وبلاگ های گوناگونی بنابه شرایط زمانی و ...گردآوری شده اند البته شاید با کمی تغییر و ویراستاری واضافات.


خلاصه کلام خوشحال میشم اگه نظر هم بدید یعنی خوب نظر هم بدین دیگه باشه !؟!

......... باتشکر از شما "دوست گرامی" ..........
مدیر وبلاگ : Milad 1994
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


You only see what your eyes want to see

چشمهایت فقط آنچه را میبینند كه تو میخواهی ببینی


How can life be what you want to it be

زندگی چگونه میتواند مطابق میل تو رقم بخورد؟


You 're frozen ;when your heart 's not to open

همان هنگامی كه فكرت را بسته ای، منجمد شده ای!



You 're so consumed with how much you get

تو بیش از آن چیزی كه بدست میاوری، میطلبی


You waste your time with hate & regret

تو زمانت را با نفرت وپشیمانی به هدر می دهی


You 're broken when your heart 's not open

تو هیچ چیزی نیستی، وقتی بخود اجازه فكر كردن و عاشق شدن نمی دهی





بقیه متن به همراه لینک دانلود آهنگ :)


نوع مطلب : متن و آهنگ، همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 1394/04/12 :: نویسنده : Milad 1994

آهای سلطان سلیمان !

ای پادشاه عثمانی . . .

سریالت دیگر به پایان رسیده است ...

چند وقتی هست دیگر بازارت داغ نیست حتی خرم سلطان زیبایت هم نتوانست نام تو را در دنیا مشهور كند . . .

حیف که كسی در این میان نیست كه سریال كوروش یكتا پرست را به تصویر بكشد ...

كسی در این میان نیست نجابت الهه مینو را به تصویر بكشد ... كسی نیست تا خلوتگاه كوروش نه حرمسرای پر زخاتون كوروش را به تصویر بكشد ...

مهم نیست كوروش ...

تكه سنگی به جا مانده از تو امروز اسمت ، خردت ، یكتا پرستی و نجابت ایرانی را در دنیا زنده نگه داشته ...

الهه ی نجیب ! پسران سرزمین من را ببخشش كه ندانسته محو زیبایی صورت خرم شدند و آنرا بر پس زمینه ی گوشی هایشان گذاشتند ونجابت تو الهه را از یاد بردند...

كوروش ، یك سریال برای سلیمان نتوانست نام او را زنده كند اما تو با تكه سنگی دنیا را مجذوب خود كردی ...

كوروش مردم سرزمینم را ببخش كه ندانسته رشادت های عثمانی را تحسین كردند آن زمان كه نیمی از دنیا حاكمش تو بودی ...

ببخش ما را . .





نوع مطلب : سیاسی، همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 1394/03/27 :: نویسنده : Milad 1994

خدای من! تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام. 

تو که اینقدر دلسوز منی! .....

به که واگذارم می کنی؟ 

به سوی که می فرستی ام؟

 به سوی آشنایان و نزدیکان؟

تا از من ببرند و روی برگردانند. 

یا به سوی غریبان و غریبه گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟ 

یا به سوی آنان که ضعف مرا می خواهند و خواری ام را طلب می کنند؟

 من به سوی دیگران دست دراز کنم؟

در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 1394/03/27 :: نویسنده : Milad 1994
روزگاریست که زلیخا ، فراوان شده است !
 هر ز چاه آمده ای یوسف کنعان شده است ! 
عشق هم در پس پستو ست به قول سهراب 
پشت دریا دگر آن شهر، بیابان شده است 
بیگناهی شده در گوچه ی ما جرم و گناه 
یوسف از پاکی خود حبس به زندان شده است
 فال حافظ زده ام از بخت خوشم حافظ گفت:
 نرگس مست غزل حیف ،، که ارزان شده است
 بلبل از شرم و حیا در پس گل خاموش است
 زاغ در انجمن شعر غزلخوان شده است
 (ای که از کوچه ی معشوقه ی ما ...) 
عاقل باش یار و معشوقه در این دلکده ارزان شده است.....




نوع مطلب : داستان کوتاه، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 1393/12/12 :: نویسنده : Milad 1994
Once upon a time a daughter complained to her father that her life was miserable and that she didn’t know how she was going to make it. She was tired of fighting and struggling all the time. It seemed just as one problem was solved, another one soon followed

 Her father, a chef, took her to the kitchen. He filled three pots with water and placed each on a high fire. Once the three pots began to boil, he placed potatoes in one pot, eggs in the second pot, and ground coffee beans in the third one

He then let them sit and boil, without saying a word to his daughter. The daughter, moaned and
 impatiently waited, wondering what he was doing. After twenty minutes he turned off the burners. He took the potatoes out of the pot and placed them in a bowl. He pulled the eggs out and placed them in a bowl. He then ladled the coffee out and placed it in a cup. Turning to her he asked. “Daughter, what do you see?” “Potatoes, eggs, and coffee,” she hastily replied.

 “Look closer,” he said, “and touch the potatoes.” She did and noted that they were soft. He then asked her to take an egg and break it. After pulling off the shell, she observed the hard-boiled egg. Finally, he 
asked her to sip the coffee. Its rich aroma brought a smile to her face. “Father, what does this mean?” she asked.
 He then explained that the potatoes, the eggs and coffee beans had each faced the same adversity–the boiling water. However, each one reacted differently. The potato went in strong, hard, and unrelenting, but in boiling water, it became soft and weak. The egg was fragile, with the thin outer shell protecting its liquid interior until it was put in the boiling water. Then the inside of the egg became hard. However, the ground coffee beans were unique. After they were exposed to the boiling water, they changed the water and created something new. “Which are you,” he asked his daughter. “When adversity knocks on your door, how do you respond? Are you a potato, an egg, or a coffee bean? “

 Moral: In life, things happen around us, things happen to us, but the only thing that truly matters
 
?what happens within us
?which one are you







نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، طنز، علمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




Senden ne bir haber ​ 
Ne selam gelir oldu ​ 
Yoksa yerim mi doldu​ 
Yoluna ektiğim sevgi çiçeklerim ​ 
UnutLup mu soldu ​ 
Hani kader bizi ayırsa da bi gün
Kalpler bir olacaktı ​ 
Yoksa gurbetin o yalan kucakları ​ 
Seni de mi uyuttu
Heyy, hey gidi günler hey ​ 
Yediğimiz içtiğimiz ayrı gitmezdi hatırla ​ 
Heyy, heyy gidi günler heyy ​ 
Ne çabuk attın o günlerin pabucunu dama ​ 
Ayda yılda bir olsa da muhakkak ara ​ 
Azıcık zamanından ayır da ​ 
Öldün mü kaldın mı diye sor ara sıra ​ 
Adımı kalbine yaz beni unutma ​ 
Bugün o yüzüne gülen dost sandıkların ​ 
Yarın da yanında olacak mı​ 
İyi günde ne ala ​ 
Kötü günde firarda ​ 
İçin sızlamayacak mı 
Öyleyse sımsıkı sarıl kendine ​ 
Özünden başka yola sapma ​ 
Seni gönülden seveni ​ 
El üstünde tutanı hatırla daima




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 1393/11/11 :: نویسنده : Milad 1994
به حباب نگران لب یک رود قسم
 و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
 غصه هم میگذرد
 آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند
 لحظه ها عریانند
 به تن لحظه خود،جامه اندوه مـپوشان هرگز...!!
 زندگی ذره کاهیست ، که کوهش کردیم
 زندگی نام نکویی ست، که خارش کردیم
 زندگی نیست بجز نم نم باران بهار
 زندگی نیست بجزدیدن یار
 زندگی نیست بجزعشق، بجزحرف محبت به کسی
 ورنه هرخاروخسی، زندگی کرده بسی
 زندگی تجربه تلخ فراوان دارد
 دوسه تاکوچه وپس کوچه واندازه یک عمر بیابان دارد
 ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




ای دهقان فداکار:

تو در روزگاری بزرگ شدی که مردی برهنه شد تا زنان و کودکان زنده بمانند....

اما من در روزگاری نفس میکشم ک زنی برهنه میشود تا کودکش از گرسنگی نمیرد...

درسرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست..وهیچ خیابانی...

بن بست ها اما فقط زن ها را میشناسند انگار...

اینجا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست..

تخت های بیمارستان ها اما پر از مریم های درد کشیده ای است

که هیچ کدام مسیح را آبستن نیستند...

من درمیان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر برایشان حکم برایت از گناه را دارد !!

نمیدانم...

چرا شعار از لیاقتم...صداقتم...نجابتم و...میدهی...

تویی که میدانم اگر بدانی بکارتم به تاراج رفته انگ هرزه بودن میزنی و میروی...

اما بگرد....

پیدا خواهی کرد....

این روزها صداقت لیاقت و نجابتی که تو می خواهی

زیاد میدوزند !!!!

من دیروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم...

تا آبرو کند برای نامزدی دخترش...

و درخود گریستم برای معصومیت دختری که بی خبر دلش رابه دست مردی سپرده بود

که دیشب تن سردم را هوسبازانه به تاراج برد و بی شرمانه می خندید از این پیروزی!!!!!

اینجا زمین است...

حوا بودن تاوان سنگینی دارد.........





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





سید محمد خاتمی با بیان اینکه دانشجویان باید به نقد مجهز شوند و خود، جامعه و قدرت را نقد کنند گفت: نقد جامعه لازم است؛ آیا اندیشیده ایم که اگر مردم سالاری می خواهیم، فرهنگ و زمینه این مردم سالاری در جان یکایک انسان های جامعه هست؟ چرا نیست و علت آن چیست؟

به گزارش وب سایت خاتمی، رئیس جمهور اسبق کشورمان در دیدار نمایندگان ۷۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور از دانشگاه های دولتی و آزاد، با اشاره به رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام بیان کرد: این روزها در میان همه مظلومان عالم و جهان، پیامبر اکرم (ص) مظلوم ترین است و آیین او مظلوم ترین است؛ اسلامی که او آورد به صورت دگرگونه ای عرضه می شود چرا که در تاریخ انحرافاتی بزرگ ایجاد شد.

وی افزود: در روزگار ما اسلام –که برای آزادی انسان، سربلندی او و کنده شدن انسان از زمین بدون ترک زمین آمده بود و اسلامی که برای عدالت به معنای عام کلمه آمده بود و اسلامی که هدف بعثت پیامبرش به گفته خود آن بزرگوار، تتمیم مکارم اخلاق بود- به گونه ای دیگر عرضه می شود؛ اسلام خشن، اسلام کشتار، اسلام سرکوب و اسلامی که برای انسان ارزش قایل نیست و توهمات تنگ و تاریک عده ای قدرت طلب یا واپس گرا به عنوان اسلام عرضه می شود و بهترین زمینه را برای اسلام هراسی در دنیا از سوی قدرت های بزرگی فراهم می کند که منافع خود را در سلطه بر ملت ها و کشورهای دیگر تعریف کرده اند.

نام امام حسن(ع) یادآور صلح در عین پافشاری بر ارزش ها و معیارهای انسانی و مکتب امام رضا (ع) را دانشگاهی بزرگ برای انسان و اسلام است

خاتمی همچنین با اشاره به ایام شهادت نوادگان پیامبر اسلام، نام امام حسن(ع) را یادآور صلح در عین پافشاری بر ارزش ها و معیارهای انسانی خواند و مکتب امام رضا (ع) را دانشگاهی بزرگ برای انسان و اسلام نامید و ابراز خوشحالی کرد که در این هنگامه در جمع دانشجویانی است که در پی کسب دانش هستند و اسلام را منشا عزت جامعه می خواهند و می کوشند از چهره رحمانی اسلام در برابر چهره انحرافی و خشنی -که در منطقه عرضه می شود- دفاع کنند.

وی در این جمع به تشکیل جمهوری اسلامی که از متن انقلاب برآمده است، اشاره کرد و گفت: جمهوری اسلامی مورد نظر انقلاب و امام به مردم، رأی مردم، حرمت و حقوق مردم احترام می گذارد و در عین حال که می خواهد مردم آزاد باشند و مملکت پیشرفته باشد، می خواهد از ارزش هایی که زندگی را لطیف و پیشرو می کند نیز برخوردار کند. ارزش هایی که فقدان آن در دنیای امروز مشکلات فراوانی را ایجاد کرده است.

خاتمی ادامه داد: برای داشتن این آرمان های بزرگ باید آنچه از محرومیت ها و فشارها و کمبودهاست را تحمل کنیم و این هزینه زیادی در برابر آن آرمان ها محسوب نمی شود.


لطفا ادامه مطلب را دنبال کنید ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 1393/09/18 :: نویسنده : Milad 1994
A Blind Boy Sat On The Steps Of A Building With A Hat By His Feet. He Held Up A Sign Which Said: "I Am Blind, Please Help." There Were Only A Few Coins In The Hat.

A Man Was Walking By. He Took A Few Coins From His Pocket And Dropped Them Into The Hat. He Then Took The Sign, Turned It Around, And Wrote Some Words. He Put The Sign Back So That Everyone Who Walked By Would See The New Words. 

Soon The Hat Began To Fill Up. A Lot More People Were Giving Money To The Blind Boy. That Afternoon The Man Who Had Changed The Sign Came To See How Things Were. The Boy Recognized His Footsteps And Asked, "Were U The One Who Changed My Sign This Morning? What Did U Write?" 

The Man Said, "I Only Wrote The Truth. I Said What U Said But In A Different Way."
What He Had Written Was: "Today Is A Beautiful Day & I Cannot See It."

Do U Think The First Sign & The Second Sign Were Saying The Same Thing? Of Course Both Signs Told People The Boy Was Blind. But The First Sign Simply Said The Boy Was Blind. The Second Sign Told People They Were So Lucky That They Were Not Blind. Should We Be Surprised That The Second Sign Was More Effective? 

Moral Of The Story:

Be Thankful For What You Have.

Be Creative. Be Innovative. Think Differently And Positively.



نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دردنامه ی مرتضی پاشایی و یادتونه كه چی نوشته بود....
**** مرتضی در پی انتشار شایعه خبر مرگش نوشته بود.

هموطنان عزیزم، درود بر شما که شریف ترین مردمانید

چندروزی است که خبر مرگم را در فضای مجازی می بینم و می شنوم

عزیزانم، من با صدای دستهای شما بزرگ شدم و تمام شهرتم را مدیون شما هستم.

بهترین های من، امروز شما را چه شده است که اینگونه مرا زودتر از خداوند از جهان خود بیرون میرانید؟؟؟ شما را چه شده است که به جای ایجاد انگیزه زندگی و مبارزه با درد، اندک روحیه ی این فرزند عاشقتان را به نابودی می کشانید؟؟؟ وای برتو ای مرتضی اگر جای کسی را تنگ کرده باشی!!!!!! مردم خوبم، دلم سخت گرفته است از این زنده به گور کردنها

اندکی صبر کنید، مرتضی هم خواهد رفت... 

آنکه عمری هوس سوختن ما می کرد
کاش می آمد و از دور تماشا می کرد

و در آخر ، ای کاش،،،،،

 ای کاش می شد مهربانتر می شدیم
هم زبان، هم دل، برادر می شدیم
کاش دل در کوچه ها می کاشتیم
سرزمینی از محبت داشتیم

آنکه به عشق شما و اذن خدا، هنوزنفس می کشد،،،
*مرتضی پاشایی...* 

اما مرتضی دیگه نیس كه برامون بخونه.. این بار دیگه شایعه نیس...

مرتضی پاشایی مدت‌ها با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد که با تشدید بیماری از روز جمعه 16 آبان ماه در بخش ICU بیمارستان بهمن بستری شده بود، ساعاتی قبل در گذشت.

مرتضی پاشایی (متولد 1363/5/20) خواننده، نوازنده، آهنگساز پاپ فارسی است. او دانشجوی رشته گرافیک بوده و از کودکی به موسیقی علاقه داشته است. موسیقی را از سن چهارده سالگی با نواختن گیتار آغاز کرد.

پاشایی در طی روزهای گذشته روند بهبود را طی می‌کرد و حتی به بخش منتقل شده بود اما به یکباره  حال وی وخیم شد و حدود ساعت 10:30 در بیمارستان بهمن درگذشت و هم‌اکنون نیز پیکر وی به سردخانه منتقل شده است و مسولان این بیمارستان از هواداران این خواننده جوان درخواست کرده‌اند تا در مقابل بیمارستان بهمن تجمع نکنند.

 مراسم تشییع پیکر «مرتضی پاشایی» صبح روز یکشنبه 25 آبان ماه  سال 1393 از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد.





نوع مطلب : داستان کوتاه، همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1393/08/22 :: نویسنده : Milad 1994

تلاش تندروها فعلا بی‌نتیجه ماند/ وایبر و اینستاگرام فیلتر نمی‌شوند

 با وجود تلاش تندروها برای فیلتر کردن شبکه های اجتماعی و پیام رسان های تلفن همراه، دولت تاکنون توانسته از هر تغییر جدید در این باره جلوگیری کند. آخرین تحرک ناکام افراطیون در این باره، طرح دوباره موضوع فیلترینگ وایبر و اینستاگرام در جلسه دیروز «کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه» بود که در نهایت پیشنهاد فیلتر کردن آنها رای نیاورد.

 اگرچه تعدادی از شبکه های اجتماعی موجود در فضای مجازی همچون فیس بوک و توئیتر از پنج سال قبل فیلتر هستند و استفاده از گوگل پلاس و فرندفید نیز در این مدت با اختلالاتی رو به رو بوده است، اما شیوع استفاده از شبکه هایی همچون اینستاگرام و نیز پیام رسان هایی چون وایبر، واتس اپ، تلگرام و تانگو باعث نگرانی افراطیون شده است.

دلواپسان فضای مجازی که از وجود آزادی و فعالیت بدون محدودیت کاربران در این محیط ها نگران اند، از سال گذشته به شدت تلاش کردند تا دسترسی به این شبکه ها و پیام رسان ها را محدود و آنها را فیلتر کنند. حتی کار به تهدید علنی دولت از سوی قوه قضاییه رسید و مجلس نیز بارها در این زمینه به دولتمردان هشدار داد. اما دولت روحانی و به ویژه دو وزارتخانه ارشاد و ارتباطات، تاکنون در برابر فشارها مقاومت کرده اند.

دیروز که موضوع فیلترینگ اینستاگرام در آستانه طرح در کمیته تعیین مصادیق بود، علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اولین پست خود را در اینستاگرام منتشر کرد؛ نشانه ای صریح از اینکه او با فیلتر کردن این شبکه اجتماعی مجازی مخالف است.

دو ماه قبل هم که اقتدارگرایان به بهانه موج مشکوک توهین به امام می خواستند برای فیلترینگ وایبر زمینه سازی کنند، وزیر ارتباطات آب پاکی را روی دست آنها ریخت و گفت: بیهوده جوسازی نکنید؛ وایبر فیلتر نمی شود.

بسیاری از مردم معتقدند که نگرانی اصلی دلواپسان، آگاه شدن مردم است و آنها از جریان آزاد اطلاعات می ترسند.

حالا محمدرضا صادق مشاور رسانه ای حسن روحانی گفته است که «موضوع فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی در کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه فضای مجازی پیشنهاد شد ولی رأی نیاورد و به تصویب نرسید.»

رمضانعلی سبحانی فر نماینده مجلس در کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه نیز تایید کرده که «موضوع فیلتر اینستاگرام در جلسه روز گذشته کار گروه مصادیق مجرمانه مطرح شد اما رای نیاورد و با مخالفت رو به رو شد.» وی در عین حال خبر داده که پیشنهادهای دولت باعث رای نیاوردن این فیلترینگ شده است: «مقرر شد ظرف مدت زمانی وزارت ارتباطات با هاست خارجی این شبکه اجتماعی مذاکره کند تا دسترسی آن در اختیار وزارت ارتباطات قرار گیرد. اگر این اتفاق نیافتد و این هاست در اختیار وزارت ارتباطات خودمان قرار نگیرد، دوباره بحث فیلتر اینستاگرام مطرح خواهد شد. وزارت ارتباطات ملزم شد تا رسیدن به این تفاهم فیلتر هوشمندی را فعال کند.»

محمدعلی اسفنانی دیگر نماینده مجلس در این کارگروه هم گفته است: «در جلسه روز گذشته کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه این طور تصمیم‌گیری شد که مهلت دوماهه‌ای به وزارت ارتباطات داده شود تا این وزارتخانه مکاتباتی با مسوولان مربوطه داشته باشد و در صورتی که دسترسی امنیتی به این وزارتخانه بدهند و این وزارتخانه بتواند بخشی از داده‌های موجود در اینستاگرام را کنترل کند فیلتر آن منتفی است. اگر ظرف دو ماه این مشکل حل شد که هیچ اما در غیر این صورت جلسه‌ای برای تصمیم‌گیری درباره فیلتر یا فیلتر نشدن اینستاگرام تشکیل می‌شود و در صورتی که رای به فیلتر شدن اینستاگرام داده شود، ظرف ۴ ماه اینستاگرام فیلتر خواهد شد.»

بدین ترتیب به نظر می رسد تندروها هنوز از فیلتر کردن این شبکه های اجتماعی ناامید نشده اند و قصد دارند با تعیین مهلت و شرط و شروط برای دولت، همچنان به فشارهای خود برای محدود کردن کاربران فضای مجازی ادامه دهند. آیا این فشارها بالاخره نتیجه خواهد داد؟


منبع: کلمه – گروه اجتماعی





نوع مطلب : سیاسی، همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




آیا میدانیدذَخٌرَ الحُسَین کیست؟

در جنگ صفین بود که امیرالمومنین (علیه السلام) نوجوانی سیزده ساله را نقاب بر صورتش زد و زره پوشانید و روانه میدان کرد . معاویه، ابوشعتاء که دلاور عرب بود و در شام او را حریف هزار اسب سوار میدانستند به میدان فرستاد ولی او گفت: در شان من نیست که با این دلاوری هایم با او بجنگم پسرم برای او کافیست.
ابوشعتاء 9 پسر خودش را به میدان فرستاد و آن نوجوان همه را به درک واصل کرد. ابوشعتاء برای انتقام خون پسرانش خودش به میدان آمد اما فقط با یک ضربه به هلاکت رسید. امیرالمونین (علیه السلام) به نوجوان فرمودند بس است پسرم برگرد…
تمام لشگر گفتند یا علی بگذار جنگ را تمام کند اما امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند نه او پسرم عباس قمر بنی هاشم است.
انه ذخر الحسین: او ذخیره برای حسین است.

      ✴✴السلام علیک یا ابالفضل العباس✴✴





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 1393/08/11 :: نویسنده : Milad 1994




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1393/08/8 :: نویسنده : Milad 1994

یعنی این هماهنگی ملی که برای مبارزه با اسیدپاشی صورت گرفته، ما را کشته است.

 استاندار اصفهان گفت: « تاکنون نتوانستیم چهره فرد اسیدپاش را شناسایی کنیم. ممکن است

 این فرد از اصفهان خارج شده و پنهان شده باشد.»

 غلامحسین محسنی اژه‌ای هم گفت: « البته مجرم اسیدپاشی تا حالا دستگیر نشده، ممکن است 

هنوز در اصفهان باشد یا نباشد.» 
استاندار اصفهان به موضوع مهمی اشاره کرد و گفت: « این حادثه قرنهاست در تمام دنیا اتفاق می‌افتد

و در سال بین ۱۸۰۰ تا دو هزار حادثه اسیدپاشی در آمریکا، آسیا و اروپا اتفاق می‌افتد.»

 جواد لاریجانی هم گفته: « این چیز تازه‌ای نیست و در اغلب کشورهای جهان اتفاق افتاده است.» 

، محسنی اژه‌ای هم در مصاحبه مطبوعاتی‌اش گفت: « این موضوع متاسفانه در دنیا سابقه داشته 

و مربوط به این استان یا این کشور فقط نیست.» ،

 یعنی واقعا این هماهنگی که همه می‌دانند باید چه حرفی بزنند قابل تقدیر است. خب! حالا قرار

 است چه کنند؟ استاندار اصفهان گفت: « البته ما با این موضوع برخورد می‌کنیم.» ، جواد ترین عضو

 دالتون‌ها هم افزود: « منتهی ما با این موضوع برخورد می‌کنیم.» ، محسنی اژه‌ای هم ادامه داد: 

« شدیدا در مورد اسیدپاشی برخورد می‌کنیم.» بیا! هماهنگی را حال کردید؟ حالا بروید خانه‌تان.
فعلا قرار است برای مقابله با اسید پاشی به گفته جواد لاریجانی اولا دست همه کشورها 

بخصوص انگلیس قطع شود، به گفته احمد خاتمی قرار است برای مقابله با اسیدپاشی 

منتسبان اسید پاشی به آمران به معروف دستگیر شوند، بقول محسنی اژه‌ای برای مقابله

 با اسیدپاشی قرار اس

ت با سایت‌ها و رسانه‌ها برخورد شود، بقول جواد لاریجانی باید برای مقابله با اسیدپاشی احمد شهید

 را انداخت توی اسید سولفوریک، دانشجویان بسیجی هم پیشنهاد کردند برای مبارزه با اسید پاشی 

کتابهای کانت و هگل و مارکس را از کتابخانه‌های کشور جمع کنند و بریزند توی چاه. این همه 

کار دارند می‌کنند، آن وقت شما مرفهین دردناک پشت کامپیوتر نشین، همه‌اش نیمه خالی لیوان اسید را می‌بینید.


از پیج اقای نبوی//





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دختر همسایه و حاج منصور ارضی

خیلی از اشعار مداحی را که می خوانی انگار اشعاری است که برای مهدکودک سروده شده، یعنی در این تجارت میلیاردی عاشورا و تاسوعا که درآمد نوحه خوان ها ده برابر مدونا و لیدی گاگاست، دو تا شاعر نیست که برای نوحه خوان ها دو تا شعر درست و درمان بگوید؟ 
این روضه حاج منصور ارضی: « دست در دست پدر دختر همسایه رسید/ ریخت نانی به زمین و جگرش را سوزاند/ دخترك زیر پر چادر عمه می رفت/ آتشی از لب بامی سپرش را سوزاند/ دست در حلقه ی زنجیر به دادش نرسید/ هیزم شعله ور اُفتاد سرش را سوزاند.»

این هم شعر حاج مهدی سلحشور که معلوم نیست آن را برای برد پیت و جورج کلونی و جانی دپ خوانده یا درباره حضرت ابوالفضل: « زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن/ از خیمه ها جدا شده ای احتیاط کن/ مهتاب روی شانه ی تو آب زیر پات/ یک دست تا خدا شده ای احتیاط کن/ یک "وان یکاد" نذر خودت کن برادرم/ خیلی گرانبها شده ای احتیاط کن/ یک لشکر آمده که بگیرد تو را ز من/ از بس که دلربا شده ای احتیاط کن/ دستت که قطع شد همگی جنگ جو شدند/ حالا جداجدا شده ای احتیاط کن» این هم شعر دیگری از حاج مهدی: « ماه من تو كجا و خاك كجا/ آسمان را سپرده ای به زمین/ خوب شد زینبم نبود و ندید/ با چه وضعی تو خورده ای به زمین.» 
بابا می خواد عمه نشنوه

این هم شعر سید مهدی میرداماد درباره حضرت زهرا، یعنی اگر کسی می خواست اعتقادات شیعه را تحقیر کند، قرار بود چه چیزی بدتر از این ها بگوید؟ : « نم نم داره بارون میآد/ داره برام مهمون میآد/ خرابه بوی نون میآد/ داره از راه دور میآد/ تو طبقی از نور میآد/ از سفر تنور میآد/ وای وای/ آروم آروم از طبق بیا كنارم/ سر رو سرت بذارم/ بابا می خوام عمه نشنوه/ حرف نگفته دارم/ حرف نگفته اش رو ببین/ چند شبه بابا یه لقمه نون نخوردم/ اسم تو كه می بردم فقط كتك می خوردم/ نبودی و اسیر شدیم/ بسته به یك زنجیر شدیم/ بابا یه روزه پیر شدیم/ یكی زد و همه ام زدند/ لگد محكمم زدند/ وای وای،حسین..../ حالا كه اومدی بمون/ یه ذره لالایی بخون/ میخوام بخوابم باباجون/ وای وای/ تا بینمون فاصله بود/ سهمم فقط آبله بود/ خندهای حرمله بود/ وای وای.» 
زهرای بی کس و کار

این هم نوحه محمد رضا طاهری درباره حضرت زهرا: « شده بی بابا/ اما حالا/ با كیا همراهه/ نزنید اینقدر/ بی گناهه/ توی ویرونه/ یه ریز می خونه/ كجایی بابا/ كی میگه بابا/ نوه زهرا/ بی كس و كاره/ یتیم تنها كه نشسته/ با لباس پاره/ آخه كی گفته/ خنده داره/ آفتاب از كدوم طرف در اومده/ كه بابام با سر اومده/ لب تشنه بریده حنجر اومده/ كه بابام با سر اومده/ غریب مادر اومده»

منبع: نبوی




نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 1393/08/6 :: نویسنده : Milad 1994



اكنون شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم. شهیدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستیم، آنها كه گستاخی آن‌ را داشتند كه ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم، صدها سال است كه مانده‌ایم. و جا دارد كه دنیا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یك ستم دیگر تاریخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم.

امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاریخ ما، تشیع، عزیزترین گوهرهایی كه بشریت آفریده است، حیات بخش ترین ماده‌هایی كه به تاریخ، حیات و تپش و تكان می‌دهد، و خدایی ترین درسهایی كه به انسان می‌آموزد كه می‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و میراث همه این سرمایه‌های عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده است. 

ما وارث عزیزترین امانت‌هایی هستیم كه با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌های بزرگ انسانی، در تاریخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اینهمه هستیم، و ما مسؤول آن هستیم كه امتی بسازیم از خویش، تا برای بشریت نمونه باشیم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علی الناس و یكون الرسول علیكم شهیدا» خطاب به ماست. ما مسئول این هستیم كه با این میراث عزیز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ایمانمان و كتابمان، امتی نمونه بسازیم تا برای مردم جهان شاهد باشیم و شهید باشیم و پیامبر(ص) برای ما نمونه و شهید باشد.

رسالتی به این سنگینی، رسالت حیات و زندگی و حركت بخشیدن به بشریت، بر عهده ماست، كه زندگی روزمره‌مان را عاجزیم!

خدایا! این چه حكمت است؟ و ما كه در پلیدی و منجلاب زندگی روزمره جانوریمان غرقیم، باید سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكانی باشیم كه در كربلا برای همیشه، شهادتشان و حضورشان را در تاریخ و در پیشگاه خدا و در پیشگاه آزادی به ثبت رسانده‌اند. خدایا این باز چه مظلومیتی بر خاندان حسین؟ 

اكنون شهیدان كارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌كنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ او كه می‌خواست این داستان به پایان برسد. اكنون شهیدان كارشان را به پایان برده‌اند و خاموش رفته‌اند، همه‌شان، هر كدامشان، نقش خویش را خوب بازی كرده‌اند. معلم، مؤذن، پیر، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافی و كودك، هر كدام به نمایندگی و به‌عنوان نمونه و درسی به همه كودكان و به همه پیران و به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردنی به این زیبایی و با اینهمه حیات را انتخاب كرده‌اند.





ادامه مطلب


نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، دکتر شریعتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 1393/08/1 :: نویسنده : Milad 1994

نقل قول از نماینده مردم اصقهان:
احمد سالک، نماینده مردم اصفهان، در گفتگویی به شایعات روزهای گذشته پاسخ داد. در شبکه های اجتماعی اخباری منتشر می شود که به دلیل بدحجابی به صورت این دختران اسید پاشیده شده اما نماینده مردم اصفهان این موضوع را تکذیب می کند: «متاسفانه سایت های خبری الکی ماجرا را شلوغ کرده اند. اتفاقی که افتاده دردناک است اما مطمئن باشید که این اتفاق به نیت امر به معروف نیفتاده است. اراذل و اوباش این کار را کرده اند که حتما با دستگاه های امنیتی خارجی !!!  ارتباط داشته اند وگرنه بچه بسیجی ها از این کارها نمی کنند.»

آخه یکی نیست به این نفهم روزگار عرض کند چرا تا تقی به  طوقی میخوره استکبار جهانی و دستگاه های خارجی مقصر میشن ، اون وقت این بچه ی ریشوی  مخلص ما نمیتونه دختر مردم رو  به راه کمال و سعادت که همون دوری از دنیاست هدایت کنه ؟!!!!!
بچه است دیگر،آن هم از نوع بسیجی !!! دلش میخواهد با اسید بازی کنه ، دختر بد حجاب مملکت رو به راه راست هداست کنه ، اخه نه اینکه خواهر دینیشه این غیرتش!!! اجازه نمیده.. میگه بزار یه کاری کنم که دیگه کسی حتی جرات نکنه به خواهرم نیگاه  بد کنه ... 
اگر فرض بگیریم که این آقا به عنوان نماینده ی مردم اصفهان راست میگه!!! خوب حداقل نمیشه اینو کتمان کرد که ناشی از یک جریان و تفکر متحجرانه این کاروقیح نشات گرفته که خوب این اقایون سابقه ی ممتازی در اینگونه رفتار کردن در جریان های مختلف اجتماعی از خودشون به نمایش گذاشتن که خوب معرف حضور همه هست ...


این هم یه نقل قول دیگر ، قضاوت با شما، دوست عزیز...

یه هواپیما وسط پایتخت ایران سقوط میکنه جگرگوشه های مردم پرپر میشن میمیرن هیچ مسوولی یه پیام تسلیت نمی فرسته.دخترای مردومو تو جوونی بدبخت میکنن و اسید میپاشن هیشکی غمشم نیس.این همه مردم این مملکت مفت دارن جونشونو از دست میدن هیچ کس عین خیالش نیست. 
حالا شخصی به نام مهدوی کنی بعد از 120 سال عمر در بهترین بیمارستان ایران بعلت کهولت سن میمیره مملکتو دو روز عزای عمومی اعلام می کنن.جمع میشن عزاداری میکنن.تمام مسوولین از ریز و درشت در فرستادن پیام تسلیت مسابقه میزارن.صدا و سیما در تمام بخش های خبری به صورت زیر نویس و مشروح اخبار و جاهای دیگه پیام های تسلیت آقایان رو اعلام میکنن.
واقعا علت این همه تبعیض چیه؟
آیا خون این آخوندا از بقیه مردم رنگین تره؟





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 1393/07/13 :: نویسنده : Milad 1994

بـــی همگــــان بســـــر شـــــود بی تـو بســـــر نمـــی شــــود

داغ تـــــو دارد ایــــن دلـــــم جــــای دگـــــــر نمــــی شـــود

دیـــده عقــــل مســـت تــــو چـرخــــه چـــرخ پســـت تــــو

گــــوش طـــرب بــــه دســت تــــو بــی تـــو بســـر نمی شود

جـــان ز تــــو جــوش مـــی کند دل ز تـــو نـوش می کند

عقـــل خـــــروش مــــی کنــد بـــی تــــــو بســـر نمـی شــود

خمـــــر مـــن و خمـــــار مـــن بــــاغ مـــن و بهـــار مــــن

خـــواب مـــن و خمــــار مــــن بــی تـو بســر ن می شود

جـــاه و جلال مــن تـــویی ملکت و مــــال مـــن تـویی

آب زلال مــــن تــــویی بــــی تــــو بســــر نمی شـود

گـــــاه ســــوی وفــــا روی گــــاه ســوی جفــــا روی

آن منــی کـــجا روی بـــی تــــو بســـــر نمی شـــود

دل بنهنـــد بــــر کنـــی تـــوبـــــه کــننـــــد بشــکنــی

ایــن همــه خــود تـــو میکنی بــی تو بســر نمی شــود

بی تـــو اگـــر بســـر شدی زیــر جهــان زبر شدی

باغ ارم سقــر شــدی بــی تــو بســر نمــی شـود

گــــر تـــو ســری قــدم شـوم ور تــو کفی علم شوم

ور بــــروی عــــدم شــــوم بی تـو بسـر نمی شود

خــواب مــــرا ببستــــه ای نقـــش مــرا بشسته ای

وز همـــه ام گسسته ای بــی تــــو بسر نمی شود

گـــر تـــو نباشی یار من گشت خراب کــار مــن

مــونس و غمگـــسار مـــن بی تو بسر نمی شود

بی تو نه زندگی خوشم بی تو نه مردگی خوشم

ســر ز غـم تو چون کشم بی تو بسر نمی شود

هر چه بگویم ای صنم نیست جـدا ز نیــک و بـد

هم تو بگو ز لطف خود بی تو بسر نمی شود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 1393/07/13 :: نویسنده : Milad 1994
ای قـوم بــه حج رفتـه کجایید کجایید

معشــوق همیــن جـاست بیایید بیایید

معشــوق تــو همسـایه و دیــوار به دیوار

در بادیه ســـرگشته شمـــا در چــه هوایید

گــر صـــورت بی‌صـــورت معشـــوق ببینیــد

هــم خـــواجه و هــم خانه و هم کعبه شمایید

ده بـــــار از آن راه بـــدان خـــانه بـــرفتیــــد

یــک بـــار از ایـــن خانــه بــر این بام برآیید

آن خانــــه لطیفست نشان‌هـــاش بگفتیــد

از خــواجــــه آن خــــانـــــه نشانـــی بنماییـــد

یک دستـــه گــل کــو اگـــر آن بـــــاغ بدیدیت

یک گـــوهر جــــان کـــو اگـــر از بحر خدایید

با ایــــن همـه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

مولوی





نوع مطلب : همه چیز،هیچ چیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...